نظام داستانپردازی در حکایتهای کوتاه کشفالمحجوب
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی
2
doi
10.22051/jml.2013.80چکیده
این مقاله به شناخت بهتر بخشی از ادبیات داستانی گذشته فارسی میپردازد؛ بخشی که در متون عرفانی بازتاب یافته و از ویژگی ایجاز و سادگی بیان برخوردار است. هدف آن نیز تشریح و تبیین ساختار روایی حکایتهای کوتاه کشفالمحجوب هجویری است. برای این منظور، 160 حکایت کوتاه از این کتاب انتخاب شد. سپس، با درنظر گرفتن ویژگیهای داستانهای مینیمالیستی، میزان توجه هجویری به عناصر داستانی در حکایتپردازی، مورد بررسی قرار گرفت. در این نوشتار، شیوه هجویری در داستانگویی، شخصیتپردازی، صحنهپردازی، انتخاب زاویه دید، ایجاد گفتوگو، لحن، درونمایه و... بررسی و تحلیل شده است. این پژوهش نشان میدهد که در بسیاری از حکایتهای کوتاه عرفانی کشفالمحجوب، میتوان ویژگیهایی را یافت که با ویژگیهای سبک مینیمالیسم معاصر همخوانی دارد. گزینش لحظهای خاص از هر موقعیت و روایتِ بُرشی از آن لحظه، طرح ساده، ایجاز و کوتاهی روایت، محدودیت صحنهپردازی، کم بودن تعداد شخصیتها، محدودیت تعداد وقایع، روایت به زبان ساده و پرهیز از عبارتپردازی، از جمله این ویژگیهاست