تحول پارادایم تنبیه به تنظیم در پرتو نظریه تنظیمگری پاسخگو
نویسندگان
1 گروه حقوق کیفری و جرم شناسی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
2 گروه حقوق کیفری و جرم شناسی دانشکده حقوق دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jqclcs.2021.261326.1325چکیده
تدوین یک راهبرد جامع برای مداخله در حوزه کنترل پدیدههای مجرمانه که بتواند همواره اهداف قانونگذاران از مداخله را تامین کند مهمترین دغدغه همیشگی سیاستگذاران جنایی بوده است. عدالت کیفری این قابلیت را دارد که مواجهه شخصی با افراد یک جامعه داشته باشد و به همین دلیل نیز نقش مهمی در اجرای سیاستها و توزیع عدالت اجتماعی دارد. در توزیع عدالت اجتماعی، سهم نابرابر شهروندان از مزایای اجتماعی میبایست از طریق تبعیضهای مثبت و جبرانی پوشش داده شود. یکی از ابزارهایی که دولتها میتوانند این تبعیضهای جبرانی را به واسطه آنها در جامعه اجرا کنند، مداخله و پاسخهایی است که به خطاهای شهروندان از طریق کیفر داده میشود. بنابراین سیاست جنایی نظام عدالت کیفری باید به گونهای طراحی شود که بتواند علاوه بر تنظیم عملی روابط اجتماعی – که ذاتی هر قانونی است – به نحو موثری گامی در جهت توزیع عدالت اجتماعی بردارد. تنظیمگری پاسخگو ایدهای است که با ابتنا به یک عدالت رویهای و ساختار سلسلهمراتبی و از طریق سازوکار اختصاصی خود، سه منطق واکنشی عدالت ترمیمی، بازدارندگی و ناتوانسازی بزهکار را در هرمی از مداخلهها به کار میبندد تا با فلسفهای مبتنی بر اعتقاد به مجازات به عنوان آخرین راه حل، تعامل میان تنظیمگر و سهامداران پدیده مجرمانه، انعطافپذیری پاسخها و توجه به دلایل زیربنایی جرم، هر پدیده مجرمانه را به عنوان یک مشکل قلمداد کرده و برای آن مشکل بهترین پاسخ اختصاصی ممکن – که هم تنظیمگرانه است و هم در جهت تقویت عدالت اجتماعی- را بیابد.