تحلیل روان‌کاوانه‌ی شخصیت اصلی زن در رمانِ از شیطان آموخت و سوزاند بر اساس آرای آلفرد آدلر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.

doi
10.30473/pl.2023.66404.1628
چکیده

این مقاله بر مبنای نظریه‌ی روانکاوانه‌ی آلفرد آدلر به تحلیل شخصیت زنی به نام ولگا، در رمان از شیطان آموخت و سوزاند نوشته‌ی فرخنده آقایی پرداخته است. پرسش اصلی تحقیق این است که رفتارهای روان رنجورانه شخصیت ولگا در این رمان تحت تأثیر چه عواملی است و علت اصلی شکل گیری عقده‌های روانی در او چه بوده است؟ نتایج پژوهش نشان داد که عدم سلامت روانی مادر ولگا و رفتار خشونت آمیزش با او، سبب شده ولگا به نقص شخصیتی ناشی از غفلت و در نتیجه به عقده‌ی حقارت مبتلا گردد که متعاقباً بروز عقده‌ی برتری طلبی و عدم رشد علاقه‌ی‌ اجتماعی را در پی داشته است. تیپ گیرنده در شخصیت او برجسته است چنانکه به جای تلاش، انتظار دارد دیگران نیازهای او را برآورند. ولگا با اقدام به جبران افراطی می‌کوشد بر عقده‌ی حقارت غلبه کند؛ چنانکه وضعیت مالی خود را بهتر از آنچه واقعیت دارد نشان می دهد، بنابراین با افراط در خرج کردن به شرایط نامناسب مالی دچار و مجبور می شود از دیگران قرض گیرد. او سبک زندگی ناسالمی دارد، از کسی مشورت و کمک نمی‌خواهد، شکست‌های خود را به گردن جامعه می‌اندازد، به دیگران بدگمان است و به جای ابراز صداقت، به توصیه‌های دوستان و روانکاوان خود بی‌اعتناست که این نشانه‌ها همگی گویای عدم سلامت روانی اوست.