سیمای نسبت خویشاوندی داستان کوتاه مدرن با شعر غنایی از منظر نظریۀ آیلین بالدِشویلر
نویسندگان
1 گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه فرهنگیان تهران. ایران.
2 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان تهران، ایران.
doi
10.30473/pl.2023.68730.1655چکیده
از بنیادیترین تفاوتهای داستان مدرن کوتاه با دیگر داستانها، میل کردن بیش از پیش داستان کوتاه به سمت شعر است که باعث شده داستان مدرنیستی، «داستان شاعرانه» یا «غنایی» نامیده شود. در این جستار با هدف کشف نسبتِ خویشاوندی داستان کوتاه مدرن با شعر غنایی با تکیه بر نظریۀ آیلین بالدشویلر، به شیوۀ توصیفی-تحلیلی و استشهادی به این موضوع پرداخته میشود. داستانهای کوتاه مدرن چنان کیفیت شاعرانه دارند که گویی خواننده در حال خوانش شعر است. نتایج، حاکی از آن است که داستاننویس مدرن با اجتناب از پیرنگهای علّت و معلولی و خوشساخت، از تکنیکهای متداول روایتگری در رمان دور شده و در عوض به شیوههای متداول در شعر نزدیک میشود. ویژگیهایی همچون: «زبان موزون، مشحون بودن از صناعات بدیعی، داشتن گسترهای محدود و سویهای ذهنمبنا»، مشابهت داستان کوتاه مدرن را با شعر غنایی، نمایان میسازد. نویسندۀ داستان کوتاه، چنان از ذهن شاعرانه برخوردار است که عناصر داستان را همچون اجزای شعر به طرز خلاقانه با یکدیگر پیوند میدهد و درصدد تأثیر القای واحد در خواننده است. بر اساس نظریۀ بالدِ شویلر، اصطلاح «غنایی» بیش از آنکه توصیفی از ساختار داستان کوتاه مدرن باشد، برای عطف توجه به موضوع داستان و لحن حاکم بر آن به کار میرود.