تحلیل سیرالعباد الی المعاد سنایی غزنوی بر اساس روش نقد اسطورهای(کهن الگویی)
نویسندگان
1
doi
10.22051/jml.2014.99چکیده
درونمایه اصلی سیرالعباد الی المعاد سنایی که سفری روحانی از دنیای ناسوت به جهان لاهوت است، درونمایهای جهانی است که در ادبیات شرق و غرب خاستگاههای کهن الگویی عمیقی دارد.در این جستار، ضمن بررسی سیر تحول این مضمون در آثار مشابهی در ادبیات جهان به تحلیل سیرالعبد سنایی و نمادهای موجود در آن از دیدگاه نقد اسطورهای پرداخته شده است.پرسش اصلی این بوده است که: مهمترین شالوده کهن الگویی این اثر چیست و در خوانش و بازآفرینی سنایی از پیش نمونه احتمالی او، الگوهای اساطیری موجود در ژرف ساخت کهن روایت، چگونه در خدمت تأویل عرفانی او از مفهوم سلوک معنوی عبد به سوی معاد قرار گرفته است و معنای انسان شناختی نشانههای رمزی به کار رفته در این اثر چیست؟ برای رسیدن به پاسخ تحلیلی این پرسشها از روش نقد اسطورهای(کهن الگویی) استفاده شده، ضمن استفاده از بررسی تطبیقی، حوزه مطالعات بر سیرالعباد متمرکز شده است.مطابق این تحقیق، در این متن و نمونههای مشابه جهانی، مهمترین رکن اساطیری، کهن الگوی«صعود» است.سیرالعباد، روایت نمادین «سفر» سالک است و از منظر نقد اساطیری، سیر عارف به سوی خدا(سیر الی الله)، سفری درونی از کثرت خودآگاه به سوی وحدث ناخودآگاه جمعی است، که در آن ادراک جزئی (آگاهی) جای خود را به ادراک کلی(فراآگاهی) میدهد و در بازگشت از این تجربه ناخودآگاهانه عرفانی، باز در کوی عقل و خودآگاهی متعالی و پالایش یافته(فرامن متکامل:خرد عرفانی) مقیم میشود(سیر الی الخلق).مدح پیامبر اکرم (ص) که به جای مقدمه منظومه در انتهای آن آمده است، نقش همین بازگشت را نمادینه میکند.