بررسی شیوه‌های کانونی‌سازی روایت در رمان« عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی جمشید خانیان» براساس نظریۀ ژرار ژنت

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور

2 زبان وادبیات فارسی، پیام نور شیراز

doi
10.30473/pl.2022.9364
چکیده

در پژوهش حاضر با شناخت تحلیل مهارت‌های خانیان در ساخت‌ و پرداخت‌ روایت و‌ بررسی شیوه‌های آن از منظر کانونی‌سازی براساس نظریه ژرار ژنت، این پرسش مطرح می‌شود که: راوی، از چه زاویۀ دیدی به افراد و حوادث داستان نگاه می‌کند؟، روایت داستانی مقید به زاویۀ دید است؟، با توجه به جنبه‌های کانونی‌سازی، رمان عاشقانه‌های یونس دارای طرح مکرر، متناوب و مارپیچی است که برای مخاطب نوجوان کشش و جذابیت خاصی ایجاد می‌کند، و کانون‌دید شکل گرفته در این رمان زمانی، مکانی، روان‌ -شناختی و ایدئولوژیکی است و راوی مرکز توجه می‌باشد، که روایت‌گری و چندصدایی بودن روایت را توجیه‌ می‌کند. بسامد، دیرش، و زمانبندی به شکل معناداری در متن، و عشق و جنگ دو نقطۀ کانونی و محور اصلی می‌باشند که با توجه به خشونت و بیرحمی جنگ، در عشق پاک دو نوجوان جریان دارد. جمشیدخانیان از نویسندگان مطرح حوزۀ کودک و نوجوان ایران با گرایش به سبک رئال در آثار خود در سال‌های اخیر، خصوصاً در رمان «عاشقانه‌های یونس در شکم ماهی» منجر به جذب مخاطب نوجوان گردیده است.