تحلیل تطبیقی شخصیت پردازی زنان در منظومة هفت‌پیکر نظامی و هشت‌بهشت امیرخسرو دهلوی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسیدانشگاه آزاد اسلامی واحد رامهرمز

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده فنی و حرفه ای دختران اهواز، دانشگاه فنی و حرفه ای استان خوزستان، ایران

doi
10.30473/pl.2022.9368
چکیده

یکی از کانون­های اصلی بلاغی و داستانی منظومة هفت‌پیکر و هشت‌بهشت در کیفیت شخصیت­پردازی زنان است. کیفیت نگاه به زن و همچنین ابزاری که شاعر برای توصیف سیمای آنها به کار می­برد نقشی اساسی در موفقیت منظومه­ها دارد. در پژوهش حاضر شخصیت­پردازی زنان از دیدگاه زیباشناسی و داستانی با توجه به هفت‌پیکر و هشت‌بهشت به‌صورت تطبیقی موردبررسی قرارگرفته است. نتایج نشان می­دهد که زنان در هفت‌پیکر به دو گروه عمده تقسیم‌بندی می­شوند. زنانی که عاقله، مستوره و جسور هستند و به‌راحتی تن به وصال هرکسی نمی­دهند. این زنان هم از طبقة فرودین(کنیز) و هم از طبقة بالای جامعه حضور دارند. زنان دیگر هفت‌پیکر منفعل هستند و نظامی فقط برای تزیین کلام و نشان‌دادن توانایی توصیفی خود استفاده کرده است که می­تواند از نقاط ضعف او نیز باشد. در مقابل، زنان در هشت‌بهشت اغلب هوسران و شهوت‌پرست هستند و تن به وصال هر خربنده و ساربان و غلام هندی می­دهند. زنان هشت‌بهشت از هر طیف که باشند، از زن پادشاه تا کنیز، خیانت‌کارند و چندین حکایت از هفت داستان موجود در هشت‌بهشت پیرامون همین خیانت و هوسرانی است. زنان در هفت‌پیکر در خلوت‌ترین مکان‌ها نیز امنیت دارند و نظامی جز با صافی «شریعت» آنها را به وصال نمی­رساند (مثلاً در داستان گنبد سپید)؛ درصورتی‌که زنان در هشت‌بهشت در قیدوبند هیچ آداب‌ورسوم و تابویی نیستند.