نقدی بر «باغ هزار دخترون» برپایۀ نظریۀ ایدن چمبرز
نویسندگان
1 کارمند
doi
10.30473/pl.2022.9370چکیده
این مقاله براساس رویکرد نظریۀ ایدن چمبرز به روش توصیفی -تحلیلی به طور مجزا به بررسی عناصر «سبک»، «زاویۀ دید»، «شکافهای گویا» و «طرفداری» در مجموعۀ داستانی«باغ هزار دخترون» از افسانه شعبان نژاد پرداخته است. اهمیت نقد ادبی خواننده محور در اثر مذکور از آن روست که دو پرسش بنیادی را دربرمیگیرد یکی دربارۀ سرشت ادبیات، دیگری دربارۀ خوانندگان کودکش. بر اساس این جستار، نویسنده در انتقال معنا به خواننده نهفته نه تنها مفاهیم بلکه شگردهای متفاوتی را به کار گرفته است که نشان میدهد آگاهانه برای برقراری ارتباط با کودک و نوجوان زمان خود، با زبانی ساده و عامیانه و شاعرانه از شیوههای ارتباطی متفاوتی بهره برده است و خواننده نفهته کودک در این اثر از آزادی بیشتر برای درک معنای داستان برخوردار است، گویی نویسنده جایگاه او را در بازآفرینی نیم دیگر داستان پذیرفته است اما در برخی موارد، خواننده چاره ای ندارد جز اینکه تحت تأثیر فضا و لحن داستان با دیدگاه نویسنده همسو شود. بنابراین تعلیقها و شکافها در سطح میمانند و هرگز در لایههای عمیق معنایی مجالی برای برداشت آزادانه خواننده به وجود نمیآورند. خواننده نهفتۀ مجموعۀ داستانی مذکور به عنوان کودک در هر عصری از خواندن باورها و دغدغهها و امیدهای ملی احساس رضایت و غرور میکند .