بازنمایی تجربۀ زیستۀ فمینیستی در داستان فارسی (نمونۀ مورد مطالعه: ترلان)

نویسندگان

1 گروه علوم اجتماعی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران.

doi
10.30473/pl.2022.9371
چکیده

فرض بنیانی پژوهش این است که با آغاز مدرنیزاسیون در زمان پهلوی اول و تشدید آن در زمان پهلوی دوم، تضاد میان سنت و مدرنیسم و تأثیر مدرنیته بر قشر زنان در جامعه بیشتر شد و بخشی از این تضاد در آثار ادبی ِ داستان ایرانی بازنمایی شده است. پرسش پژوهش این است که: زن ایرانی در سال‌های منتهی به انقلاب سال 1357ه.ش. و هم‌زمان با آن، تغییرات اجتماعی و مدرن‌شدن خود و جامعه را چگونه زیسته و تجربه کرده است؟ و این تجربه چگونه در داستان فارسی بازنمایی شده است؟. پارادایم مورد استفاده در این مطالعه، کیفی، روش اجرا کیفی و انتخاب نمونه، هدفمند است. داستان بلند «ترلان» با این فرض به‌عنوان یک نمونۀ نمایا برای بررسی انتخاب شده است که مؤلفه‌هایی از تجربۀ زیستۀ فمینیستی را بازنمایی می‌کند. در این پژوهش برای بررسی موضوع از چند رویکرد فمینیستی ِجامعه‌شناختی استفاده شده است. نتیجه تحقیق نشان می‌دهد که هر چند تضاد میان جامعۀ سنتی با جامعۀ مدرن و تأثیر مدرنیزاسیون سرمایه‌دارانه بر روبناهایی چون حقوق فردگرایانه و برابری‌خواهانه، خانواده، ادبیات، زنان و فمینیسم ایرانی در نمونۀ مورد مطالعه بازنمایی شده اما این بازنمایی ساختار محکم و نمود شفافی ندارد.

کلیدواژه‌ها