کاربرد مشخصههای صرفی، نحوی و بافتی در فرایند رشد مفهومی کودک
نویسندگان
1 علامه طباطبایی
2 علامه طباطبایی
doi
10.22067/lj.v6i10.31022چکیده
مطالعات مربوط به زبانآموزی کودک نشان میدهد که طی فرایند رشد واژگانی، مهارت استنباط مفهوم «جنس» از اهمیت بسیاری برخوردار است، زیرا نقش اساسی در شکلگیری تواناییهایی مانند تعمیم و مقولهسازی مفاهیم ایفامیکند.هدف این پژوهش، بررسی میزان درک و تولید اسم جنس و نیز ارزیابی و مقایسه الگوی رشدی آن در دو گروه سنی کودکان فارسیزبان 4-5 و 5-6 سالهاست. به این منظور، توانایی 16 کودک فارسی زبان تهرانی در پردازش اسم جنس از طریق یک آزمون صرفی-بافتی (برگرفته از پژوهشکیمپین و مارکمن، 2008)، که در سه بافت زبانی (با مفهوم جنس، غیرجنس و خنثی) ارائهشده بود و نیز از طریق یک آزمون نحوی (برگرفته از کیمپین، ملتزر و مارکمن، 2011) مورد مطالعه قرارگرفت. با تحلیل دادههای این پژوهش مشخص شد که کودکان از سن 4 سالگی قادر هستند با استفاده از مشخصههای صرفی-نحوی و بافتی،مفهوم «نوع» را در قالب اسمجنس درک و تولید کنند و میان جملات حاوی اسمجنس و غیرجنس تمایز قائل شوند. مقایسه عملکرد کودکان در دو گروه سنی نیز نشانداد که، مهارت پردازش اسم جنس در دو گروه سنی تفاوت معنیداری نشان نمیدهد. پژوهش حاضر مؤیّد آن است که آزمودنیها برای تمایز قائل شدن میان اسم جنس و اسم غیرجنس علاوه بر بهرهمندی از مشخصههای صرفی و نحوی از بافت زبانی نیز سود بردند.