واکاوی زمان روایی در رمان «الوصایا» با تأکید برنظریة ژرار ژنت
نویسندگان
1 عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات عربی ، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دانشجوی دکترای زبان وادبیات عربی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 کارشناسی ارشد
doi
10.30473/pl.2021.9549چکیده
روایت شناسی رویکردی نوین از مطالعات ساختارگرایی است که به بررسی نظاممند روایتها میپردازد. زمان یکی از مؤلفههای بنیادی در آفرینش هر روایتی است که به همراه علیّت، خط داستان را به پیش میبرد. ژرار ژنت(1930-2018) روایتشناس برجستۀ فرانسوی است که مطالعات ساختارگرایانۀ او در زمینۀ روایت یکی از کاملترین تحلیلهای متون روایی بهشمار میرود؛ وی زمان را اصلیترین عنصر پیشبرد هر روایت میداند. این نظریۀپرداز ساختارگرا به بررسی سه عامل دستوری زمانی در روایت(نظم و ترتیب، تداوم، بسامد) پرداخته تا از این طریق نقش ساختار زمان و تأثیر آن در گفتمان روایی را بیش از پیش آشکار کند. رمان "الوصایا" از عادل عصمت، نویسندۀ مصری و برندۀ جایزۀ بوکر عربی 2019است. عنصر زمان نقش کلیدی در این روایت ایفا میکند و بازیهای زمانی و شگردهای روایی به کارگرفته شده توسط عادل عصمت نه تنها مایۀ ایجاد گونۀ روایی نوین میشود، بلکه موجب پویایی اثر و انگیزش بیشتر هرنوع خوانندهای میشود. در این پژوهش سعی بر آن شده است که با روش توصیفی –تحلیلی با تأکید بر نظریة زمان ژرار ژنت به بررسی زمان داستان و زمان متن پرداخته شود. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که مؤلفة زمان و انواع آن در رمان از کاربرد فراوانی برخوردار بوده و رمان دارای نظم خطی منظمی نیست. حوادث به صورت گذشتهنگر و آیندهنگر روایت شدهاند و همچنین سیر زمانی رمان مبتنی بر شکست زمان و رفت و برگشتهای نامنسجم است.