حمایت از زنان بزه دیده ی خشونت جنسی خانگی در نظام عدالت کیفری ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس
2 استادیار دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jqclcs.2020.260328.1320چکیده
نظامهای حقوقی در جوامع مختلف، جهت حمایت از زنان بزهدیدهی خشونت جنسی خانگی، با تصویب قوانین ویژه، بر ضرورت مداخله کیفری دولتها تأکید داشتهاند. در ایران عدم جرم انگاری مستقل خشونتهای جنسی/خانگی بهطورکلی و خشونت جنسی خانگی بهطورخاص، به رسمیت شناختن بزهدیدگی ناشی از این نوع خشونت را در محاکم با چالشهایی مواجه ساخته است. پرسش اصلی این تحقیق آن است که نظام عدالت کیفری ایران در برابر پدیدهی خشونت جنسی خانگی چگونه واکنش نشان میدهد و زنان بزهدیدهی این نوع خشونت از چه سازوکارهای حمایتی برخوردارند؟ برای پاسخ به این پرسش از رویکرد کیفی و روش موردپژوهی شامل مصاحبهی عمیق با 15بزهدیده، 10تن از قضات محاکم کیفری و همچنین تحلیل محتوای 15پرونده در استان تهران استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد، اغلب شکایتهای کیفری زنان تحت این عنوان بدون پاسخ میماند، قرار منع تعقیب صادر میگردد و صرفاً در صورت داشتن وصف جرح و آسیب، منجر به محکومیت دیه میشود. در اجرا، سختی اثبات جرم و فقدان ضابطههای عینی در تشخیص دامنهی تمکین منجر به تفاسیر شخصی قضات، چشم پوشی عامدانه و در مجموع رویهی قضایی متفاوت نسبت به مسئله شده است. لذا با توجه به ناتوانی سازوکارهای کیفری موجود، از منظر ماهوی و شکلی و نیز ناکارآمدی ادله اثبات در این موضوع، اولین و مهمترین راهکار حمایتی، ضرورت جرم انگاری مستقل خشونت جنسی خانگی در گفتمان تقنینی همراه با تعیین ضمانت اجرای متناسب با نیازهای بزهدیده و دادرسی افتراقی در محاکم کیفری میباشد.