تبیین هویت زنانه در داستان کوتاه لنگه به لنگه ها بر اساس نظریه کارن هورنای
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی شیراز
2 دانشگاه آزاد شیراز
doi
10.30473/pl.2021.60945.1592چکیده
یکی از عرصههایی که در یکصد سال اخیر محل حضور مستمر زنان بوده، ادبیات داستانی است. این گونه ادبی، بنا به برخی خصوصیات ماهوی و ملاحظات اجتماعی، بستر مناسبی برای زنان بوده تا در چارچوب خلاقیتی انفرادی، به بروز آرمان و اندیشه خود بپردازند. زنان نویسنده، بر اساس خاصیت ذاتی ادبیات، موجد جریانی از ادبیات با محتوای جنسیتی بودهاند. داستان کوتاه "لنگه به لنگهها"، نوشته زویا پیرزاد، روایتی جنسیتمحور از زندگی یک زن است؛ علاوه بر این، بازتاب ذهنیت زنانه نویسنده، این داستان را مورد مناسبی برای مطالعه روانشناسانه، از زاویه هویت جنسی ساخته است. "هویت زنانه"، یکی از محورهای نظریه کارن هورنای، بنیانگذار روانشناسی فمینیستی است، که در مطالعات ادبی و تحلیلی، بسیار مورد توجه و کارآمد بودهاست. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که داستان لنگه به لنگهها چه ویژگیهای هویتی زنانه را در انطباق با نظریه کارن هورنای، متجلی ساختهاست؟ روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و نتیجه اولیه به دست آمده مبین این امر است که هویت زنانه در این داستان، تا حد زیادی، برساخته معیارها و تعاریف جامعه سنتی از زنان است و هرگونه تعارض با این معیارها به منزله بحران هویت، بیماری و روانپریشی قلمداد میشود.