نقد مکتبی داستان کوتاه مستأجر بر مبنای ویژگیهای رئالیسم و ناتورالیسم
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ادبیات حماسی ،دانشگاه ارومیه
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سمنان
doi
10.30473/pl.2021.59242.1586چکیده
فیروزه گلسرخی در نخستین مجموعه داستان خود به نام من یک سایهام بیشتر به مضامین اجتماعی و روابط آدمها در اجتماع و جبر محتوم پرداخته است. یکی از داستانهای برجستهی این مجموعه مستأجر است. در این داستان به دلیل بیان مضامین اجتماعی با نگاه منتقدانه و جامعهشناختی، مؤلفههای رئالیستی و ناتورالیستی به موازات هم حضور یافتهاند. گلسرخی به عنوان نویسندهی رئالیستی، مشکلات اجتماعی را در قالب ادبیّات داستانی بیان میکند تا راه حلی برای آن بیابد. مهمترین ویژگیهای رئالیستی که در داستان مستأجر جلوه یافتهاند عبارتاند از: توجّه به واقعیتهای عینی، توصیف و تشریح جزئیات، تیپسازی و واقعی بودن شخصیّتها، توجّه به اجتماع معاصر. گلسرخی به روایت واقعگرایانه بسنده نمیکند و بیباکانه زشتیها را توصیف کرده، به شـرح منتقدانهی برخی از سنن حاکم بر جامعه میپردازد. او در طرح داستان حوادثی را تعبیه میکند که باعث بحرانهای آنی میشوند و فجایع جبـرانناپذیری به بار میآورند. این امر باعث میشود که مؤلفههای ناتورالیستی نیز در داستان حضور یابند و آن را از یک اثر صرفاً رئالیستی به سمت اثری رئالیستی- ناتورالیستی سوق دهد. مهم-ترین مؤلفههای ناتورالیستیای که فرصت حضور مییابند، عبارتاند از: تأثیر محیط، زشتنگاری و شکستن حرمت کاذب کلمات، ضدیّت با قراردادهای اخلاقی و مذهبی، فشار لحظه، و پایان فاجعهآمیز. این پژوهش با استفاده از شیوهی تحلیلی-توصیفی و گردآوری دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای مؤلفههای رئالیستی_ناتورالیستی موجود در داستان مستأجر با دیدی انتقادی بررسی گردیده است.