ویژگیها و نمودهای آنیما و آنیموس در زنان کلیدر
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی مازندران
2 دانشگاه مازندران
3 دانشگاه مازندران
doi
10.30473/pl.2021.32947.1472چکیده
نقد اسطورهای شاخهای از نقد ادبی است که بیشتر متأثر از مکتب روانشناسی تحلیلی یونگ است و به بررسی اسطورهها و کهنالگوها در تار و پود اثر ادبی میپردازد. اصلیترین نقطهی اتصال این دو حوزه، طرح «حافظهی ناخودآگاه جمعی» و به دنبال آن «کهنالگو»ها است که در اساطیر مجال تجلی مییابند. کهنالگوها که ریشههای ساختاری اسطورهها را شکل میدهند، الگوهای ازلی و ابتدایی روان آدمی به شمار میآیند. از جملهی معروفترین این کهنالگوها، آنیما و آنیموس اند که عنصر تکاملبخش روان ناخودآگاه مردان و زنان محسوب میشوند. در این جستار رمان کلیدر، بزرگترین رمان فارسی نوشتهی محمود دولتآبادی بر اساس دیدگاههای نقد اسطورهای و کهن-الگویی مورد خوانش قرار گرفت تا چگونگی نمود کهنالگوهای آنیما و آنیموس بر اساس ویژگیهای این کهنالگوها در زنان نقش آفرین رمان بررسی شود. نتایج حاصل شده نشانگر نمود کهنالگوی آنیما در هیأت معشوق، مادر مثالی، زن اغواگر، زن الهامبخش، زن حیات-بخش و تجلی آنیما در وهم مردانه با جنسیتی زنانه متأثر از همسر، مادر و خواهر است. نمود آنیموس نیز با رفتار و روحیات مردانه در زنان کلیدر قابل مشاهده است.