تحلیل جامعه شناختی تعامل میان سیاست کیفری رسمی و اخلاق تنبیهی جامعه (مطالعه موردی: میزان کیفرگرایی افکار عمومی شهرستان مشهد در مجازاتهای شدید بدنی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه فردوسی مشهد
2 استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
3 دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22059/jqclcs.2020.292026.1495چکیده
تولد و دگرگونی پدیدار کیفر در اثر انباشت تاریخی و تحت تأثیر دگرگونی در سایر پدیدارهای اجتماعی و به ویژه ادراک افکار عمومی از ماهیت و کارکرد مجازات صورت میگیرد. به واسطهی همین وابستگی، به هنگام سیاستگذاری کیفری نمیتوان ارادهی کیفری افکار عمومی را نادیده گرفت. پیمایشهای میدانی روشی برای رمزگشایی از تمایل کیفری جامعه هستند. رسالت نوشتار حاضر تحلیل میزان همگرایی افکار عمومی با مجازاتهای بدنی سالب حیات از منظر جامعهشناختی است. پژوهش پیش رو از نوع توصیفی – تحلیلی است که به صورت پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری، تمامی شهروندان مشهد در مناطق 13 گانه میباشد. گردآوری دادهها از طریق طراحی پرسشنامه از نوع محققساخته صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان میدهد که میزان موافقت افکار عمومی با مجازات جرایمی که مستقیماً احساسات عمومی را جریحهدار میکند همانند تجاوز به عنف، اسیدپاشی و اختلاس بالاست. برعکس، در جرایم مبتنی بر رضایت (لواط) و در جرایمی که علت اصلی آن مسائل اقتصادی- اجتماعی است (مواد مخدر و سرقت مستوجب حد)، میزان مخالفت با مجازاتهای شدید سالب حیات زیاد است. نتیجه این تحقیق در سطح کلان و راهبردی این است که به هنگام قانونگذاری کیفری، باید تمایلات و ذائقه کیفری افکار عمومی مورد توجه قرار گیرد، در غیر این صورت واگرایی میان سیاستهای اعلامی و واقعیتهای اجتماعی به وجود میآید که نتیجه آن، شکست سیاست کیفری رسمی است. بر این اساس، توجه به تحولات صورت گرفته در گفتمانهای حاکم بر جامعه در کیفرگذاری به خصوص در مورد مجازاتهای بدنی ضرورتی گریزناپذیر است.