ارزیابی اثرات دگرآسیبی برخی گونههای گیاهی بر جوانهزنی و رشد دانهال کاهو (Lactuca sativa var. Great lakes 366) با استفاده از روش ساندویچ
نویسندگان
1 1- شرکت کشاورزی تولیدی زعفران بدیعی، مشهد، ایران 2- گروه باغبانی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
2 گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
doi
10.22067/jhs.2025.89712.1376چکیده
در تحقیق حاضر، فعالیت دگرآسیبی 56 گونه گیاهی متعلق به 18 خانواده با استفاده از روش ساندویچ ارزیابی شد. در ابتدا، نمونههای گیاهی در دمای 40 درجه سانتیگراد خشک گردید. برای کشت از ظروف شش خانهای مخصوص استفاده شد. به یک ردیف از خانهها 10 میلیگرم و به ردیف دیگر 50 میلیگرم نمونه گیاهی پودرشده بههمراه پنج میلیلیتر محلول آگار 5/0 درصد اضافه گردید. بعد از منعقد شدن آگار، با اضافه کردن پنج میلیلیتر محلول دیگر آگار، نمونه گیاهی بین دو لایه از آگار قرار گرفت. سپس بر روی سطح آگار منعقدشده در هر یک از خانهها پنج عدد بذر کاهو (Lactuca sativa L.) واریته Great Lakes 366 بهصورت عمودی کشت شدند. درب ظروف بسته شده و در انکوباتور با دمای 25 درجه سانتیگراد، در تاریکی قرار گرفتند. بعد از گذشت سه روز، طول ریشهچه و ساقهچه دانهالهای کاهو اندازهگیری شد. سپس درصد بازدارندگی و درصد تحریککنندگی رشد حاصل از هر گیاه محاسبه گردید. برای مقایسه راحتتر گیاهان، خوشهبندی دادهها با استفاده از نرمافزار مینیتب انجام شد. با استفاده از این روش، 56 گونه گیاهی در 10 خوشه مجزا قرار گرفتند. بقایای برگی گیاه شوید و کنگرفرنگی از نظر فعالیت دگرآسیبی در یک خوشه قرار گرفتند و بیشترین اثر بازدارندگی رشد را در غلظت 10 میلیگرم نمونه گیاهی ایجاد کردند. میانگین درصد بازدارندگی رشد ریشهچه و ساقهچه دانهال کاهو که توسط این دو گیاه ایجاد شد، بهترتیب 95/94 و 65/87 درصد گزارش شد. همچنین 13 گیاه شامل برگهای گیاهان سلمک، جاشیر، ازمک، جعفری، گل میخک، پیچک صحرایی، نرگس، گلپر، زنگولهای رنگین، علف قناری، کلم، نیلوفر و بذر گیاه کرفس در یک خوشه قرار گرفتند. این گروه نیز اثرات بازدارندگی رشد قابل توجهی داشتند. گرچه اثر بازدارندگی آنها همواره کمتر از شوید و کنگر فرنگی بود. میانگین درصد بازدارندگی رشد ریشهچه و ساقهچه در این گیاهان با مقدار 10 میلیگرم نمونه گیاه خشک، بهترتیب 76/79 و 27/62 بود. نتایج این تحقیق نشان داد که پیکر رویشی گیاه هوفاریقون و گل راعی دیهیمی اثر تحریککنندگی رشد بر دانهال کاهو داشتند. این گیاهان حتی در مقادیر کم (10 میلیگرم نمونه گیاه خشک) رشد ریشهچه را 65/14 درصد و رشد ساقهچه را 15/45 درصد افزایش دادند. صمغ گیاه مصطکی نیز در مقدار 50 میلیگرم، رشد ریشهچه را تا 90 درصد تحریک کرد. از بین گیاهان بررسیشده در این تحقیق، بقایای برگی گیاه سرو بر رشد ریشهچه اثر بازدارندگی داشت، ولی رشد ساقهچه را تحریک کرد. بقایای برگی گیاه گل گندم طلایی فقط در مقدار 10 میلیگرم اثر تحریککنندگی رشد (3/43 درصد) بر ساقهچه را ایجاد کرد و در سایر موارد اثرات دگرآسیبی را بهصورت بازدارندگی رشد نشان دادند. با توجه به اثرات بازدارندگی رشد مشاهدهشده در این گیاهان، میتوان بهطور مستقیم از بقایای آنها بهمنظور جلوگیری از رشد علفهای هرز، در کشاورزی ارگانیک استفاده کرد. همچنین لازم است که در آینده تحقیقاتی در زمینه شناسایی دقیق نوع ترکیب یا ترکیبات دخیل در ایجاد پدیده دگرآسیبی در این گیاهان اجرا شود.