اکوفمینیسم و واسازی قصّههای عامیانه در تحلیل رمان تنیده در هزار توی زمان
نویسندگان
1 مدرس مدعو گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه هرمزگان.
doi
10.30473/pl.2021.7906چکیده
اکوفمینیسم با مطالعة پیوند میان زن و طبیعت، بر این نگره تأکید دارد که در متون، زنان با طبیعت و مردان با فرهنگ همسان پنداشته شدهاند و به دوگانگی حاصل از این بینش که زنان را در ارتباط با تن و احساس و مردان را در ارتباط با عقل و منطق میدانند، اشاره دارند. در این پژوهش به روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد توصیفی و تحلیلی و از منظر اکوفمینیسم، رمان تنیده در هزار توی زمان نقد و بررسی شده است. نتیجة حاصل از این پژوهش نشان میدهد که در این رمان رابطة دوسویهای بین بهرهبرداری از طبیعت و زن وجود دارد. زن، زمین است. با آسیب یا کشتن زن، زمین خشک میشود و آبادانی از بین میرود. طبیعت زنانهوار به تصویر کشیده میشود. شخصیت خان دایی در رمان، همچون اژدهای خشکسالی در قصههای عامیانه، مسبّب مرگ و آسیب به زنان و خشکی و تباهی زمین میشود. نویسنده با نگاهی واسازانه و گذار از خوانش مردسالار، زن را ناجی نشان میدهد که بر کلیشههای رایج پیروز میشود و اژدهای خشکسالی را شکست میدهد و در شکل تمثیلی ویرانی خانة مادربزرگ، این مفهوم نشان داده میشود.