نقش رهبران سیاسی اجتماعی در تعدیل سطح کیفرگرایی عمومی؛ مطالعۀ موردی کیفر مرگ
نویسندگان
1 -
2 -
doi
10.22059/jqclcs.2019.73354چکیده
اگر در سیاستگذاریِ جنایی سهمی برای افکار عمومی بهطور مستقل و مستقیم متصور باشیم، میتوان از رسانهها، گروههای فشار، روابط بین فردی، دولت و رهبران سیاسیاجتماعی بهعنوان تأثیرگذارترین عوامل تغییر افکار عمومی و بهطور خاص، تمایلِ عمومی به کیفر یا همان کیفرگرایی عمومی یاد کرد. بهرغمِ اثرگذاری مستقیمِ رهبران دولتهای پیشرو در توسعۀ عدالت کیفری، در ایران به جهت فقدان بسترهای حقوقیسیاسی لازم و نیز زمینههای تاریخیفرهنگی منحصربهفرد، آنان در اصلاحات کیفری کنشگری فعّالانهای نداشتهاند. با این حال در سالهای اخیر، رهبران سیاسیاجتماعیِ ایران توانستهاند با تغییر جهتِ بنیادین از آسیبهای ناشی از عمل مجرمانۀ مستوجبِ اعدام به آسیبهای کیفرِ اعدام، سطحِ تمایل عمومی به کیفر اعدام را تعدیل کنند. یافتههای پژوهش پیشرو نشان میدهد که نمایندگان مجلس شورای اسلامی بهمثابۀ رهبران سیاسی با تکیه بر دو الگویِ کلانساختاری، افکار عمومی را برای تعدیلِ کیفر اعدام در جرائم مواد مخدر و روانگردان آماده یا جهتدهی کردهاند: اول، ارزیابیهای هنجاری با تکیه بر ملاحظات اخلاقی، آموزههای دینیمذهبی و الزاماتِ حقوق بشری؛ دوم، ارزیابیهای تجربی که مشتمل است بر فقدانِ جنبۀ بازدارندگی و نرخ تکرارِ جرم در خویشان و نزدیکانِ اعدامشدگان، تأکید بر شکست دستگاه قضاییاجرایی در شناساییِ عاملان قاچاق موادمخدر و سرانجام برجستهسازیِ آسیبهای کیفر اعدام بر خانوادۀ اعدامشدگان. این نوشتار میکوشد با تأکید بر «چگونگیِ» تغییر افکار عمومی از سوی رهبران سیاسیاجتماعی، نقش آنان را در تعدیل کیفرگرایی عمومی، بهطور خاص کیفر مرگ، تبیین کند.