بازتاب اگزیستانس در داستان «آتما سگ من»

نویسندگان

1 دانشجوی دوره دکتری زبان وادبیات فارسی دانشگاه سمنان

2 دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.30473/pl.2020.7186
چکیده

  اگزیستانس -فلسفۀ اصالت وجود- یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین مکتب‌های فلسفی و ادبی جهان است که مهد پیدایش آن «اروپا» است. در این مکتب فلسفی و ادبی، فرد انسانی در تجربۀ هستی و لمس معنای وجود، به طور بی‌واسطه با موقعیت‌های مرزی «مرگ، رنج، ترس وگناه» رویارو شده است، این موقعیت‌ها سبب می‌شوند تا انسان از ابعاد نهفتة درونی خویش اطلاع یافته، خود را بهتر بشناسد. فلسفة اگزیستانس تحلیل خود از سرنوشت بشر را بر سه استنباط بنیادی استوار ساخت وسه نشانة هستی برای آن در نظر گرفت. هدف این مقاله روشنگری سه اصل اگزیستانس (استحسانی،اخلاقی وایمانی) در آتما سگ من است. نتایج تحقیق حاکی از تأ ثیر جهان‌بینی چوبک از تحلیل‌های فیلسوفان است. داستان‌های این نویسنده سراسر پر از مضامینی چون (مرگ،رنج،ترس وگناه) است. این نویسنده می‌کوشد تا زشتی‌ها، فساد و نابرابری‌های موجود اجتماع را در برابر چشم خوانندگان به تصویر بکشد، علاوه بر آن پیامدهای این بی‌عدالتی را نیز بیان می‌کند. نتایج این پژوهش که به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است، نشان می‌دهد در داستان «آتما سگ من»، شخصیت اول پس از گذشتن از مرحلة اگزیستانس استحسانی واخلاقی به مرحلة اگزیستانس ایمانی نائل می‌شود.