تحلیل روایی داستان کوتاه «داشآکل» بر اساس نظامهای گفتمانی کنشی و شوشی گرمس
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
2 دانشجوی دوره دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
doi
10.30473/pl.2018.5892چکیده
این مقاله به تحلیل روایی داستان کوتاه «داشآکل» نوشتۀ صادق هدایت بر اساس نظامهای گفتمانی کنشی و شوشی گرمس اختصاص دارد. هدف اصلی این مقاله یافتن سازههای داستانی مورد نظر گرمس برای مقایسهی نظامهای گفتمانی کنشی و شوشی با تکیه بر چگونگی گرهخوردگی و تأثیرگذاری متقابل آنها و بررسی دلایل شکست در عبور از نظام گفتمانی کنشی به نظام گفتمانی شوشی یا همان چرخۀ گفتمانی در این داستان است. در تحلیل روایی این داستان بر اساس نظام گفتمانی کنشی خواننده شاهد حضور داشآکل و کاکارستم به عنوان کنشگرهای بالقوه و بالفعلی است که یکی برای حفظ ابژۀ ارزشی پهلوانی و لوطیصفتی و دیگری برای بدست آوردن همان ابژۀ ارزشی به صورت موازی رابطهای تعاملی از نوع القایی به میدانداری کاکارستم برقرار میکنند تا اینکه از میانۀ داستان با نمایان شدن مرجان به عنوان ابژۀ ارزشی دیگر و با درگیر کردن داشآکل به عشق، کنشهای او را به تأخیر میاندازد. اما در تحلیل روایی داستان بر اساس نظام گفتمانی شوشی درمییابیم که چگونه کنشگر با دریافت ناگهانی میزان زیادی انرژی از طرف ابژۀ ارزشی به شوشگر تبدیل میشود و پس از طی فرایندهای حسیـادراکی و ابعاد دیگر گفتمان دچار وضعیتی جدید میشود که میتوان آن را حرکت به سوی وصال معشوق نامید.