تحلیل و بررسی داستانِ عامیانۀ حسینا و دل‌آرام (برپایۀ روایت‌شناسی‌ِ ساختار‌ی‌گریماس)

نویسندگان

1 دستیار زبان وادبیات فارسی پیام نور خاش

doi
چکیده

داستان عاشقانۀ حسینا و دل‌آرام، نُمایشی است روستایی درقالب دوبیتی‌هایی که از زبان راویان محلّی باز‌گو شده‌است و سرگذشت دل‌دادگی حسینا بر دل‌آرام است و‌گونه‌ای نو و بدیع از دوبیتی‌های پیوسته‌ می‌باشد که از ساختار داستانی منسجمی برخورداراست. انسجام درطرح کلّی و روایی و دارا‌ بودن نظم منطقی و علمی، نویسنده را برآن داشت تا با خوانشی نو از این داستان-که در لابه‌لای متون نو و مدوّن، فراموش‌شده‌است– ضرورت نگاه علمی به ادبیات داستانیِ عامیانه را مطرح کند. این پژوهش با رویکرد روایت‌شناسیِ ساختگرا به شیوۀ کتابخانه‌ای و با روش توصیفی- تحلیلی شکل‌گرفتهاست که به تحلیل علمی این داستان می‌پردازد. از آن‌جایی که ساختارروایی‌ این داستان، به نظریةروایت‌شناسی‌گریماس نزدیک است، نویسنده، چهارچوب را برپایة نظریةگریماس بنانهاده‌است و ساختارِ اصلی روایت، با تغییر وضعیت‌ها بر اساس تقابل‌های دوگانه و زنجیره‌های روایی و الگوی کنشیِ روایت، تحلیل می‌شود. طرح داستان، ساختار و انسجامِ روایی دارد و از منظر تقابل‌های دوگانه و مربّع‌های معنایی موفّق است؛ امّا کنش‌ها در قاعده‌های نحوی در بخش زنجیره‌های اجرایی ضعیف است و این به دلیلِ فضای محدود روستایی است که داستان‌های عامیانةغنایی درآن شکل می‌گیرد. تحلیل و بازخوانیِ داستان‌های‌عامیانۀ غنایی برپایۀ نظریه‌های جدید، می‌تواند درشناخت و نُمودن عمیق‌ترِ این‌آثار، که گنجینه‌هایی از ادب شفاهی و مردمیِ ایران است، مفید باشد. طرح این نمونه، زمینة مناسبی برای گسترش آن به دیگر داستان‌های غنایی و عامیانۀ فارسی است.