اسطورۀ «یاد و فراموشی» در «درخت گلابی»ِ «گلی ترقی»

نویسندگان

1 مدرس حوزه های کرج

2 عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا(س)

doi
چکیده

نمونه‌های فراوانی از اسطورۀ «یاد و فراموشی» را می‌توان در میان اقوام، قبایل و تمدن‌های مختلف یافت. این بُن‌مایه اصیل هم‌چون موتیفی تکرار شونده، در پیرنگِ رمان‌ها و داستان‌های کوتاه معاصر به چشم می‌خورد. هدف پژوهش حاضر، معرفی و تحلیل نمونه‌ای از اسطورۀ «یاد و فراموشی» در یکی از داستان‌های نویسندگان معاصر ایران است. داستان «درخت گلابی»ِ«گلی ترقی»، روایتی است از فراموشی و سترونی ذهنِ راوی که به یاری ماجرای درخت گلابی و یاد روزهای روشن پیشین، فردیت خود را بازمی‌یابد. گلی ترقی با به کارگیری یکی از خاص‌ترین نمادهای «گلابی» که کمتر مورد توجه بوده، باروری و شیرینی را به قهرمان داستان بازمی‌گرداند؛ اما این بازگشت با به یادآوردن و مرور خاطره‌ها صورت می‌گیرد. در زمانی که راوی باید به عشق ارج می‌نهاد، به دنیای بیرونی و سیاست می‌پردازد؛ همین امر، موجبِ «فراموشی» هویت راوی گشته، ذهن او را بی‌مایه می‌سازد. نویسنده خاطرات باغ را مرور می‌کند و با یاد آوردنِ خاطرات باغ، در هیئت بازگشت به من اصیل و خویشتنِ خویش تبلور می‌یابد.