بازشناسی الگوی وارونۀ سفر قهرمان ِنوعی کمبل در رشد فردی نوجوان در فانتزی کنسرو غول
نویسندگان
1 دانشجو
2 مدرس دانشگاه پیام نور
3 دانشیار دانشگاه پیام نور
doi
چکیده
رمان فانتزی «کنسروغول» از مهدی رجبی، براساس نیاز روحی و روانی مخاطب نوجوان نوشته شده است. راوی نوجوان رمان، توکا به سفری قهرمانانه میرود و دوره گذار از نوجوانی و رفع نیاز انسانی خود را تجربه میکند. استخراج کهنالگوی سفر قهرمان به عنوان ابزار آموزش مخاطبان نوجوان، علاوه بر یاری رساندن به رشد و تعالی گروه سنی مورد نظر، زوایای پنهان روایت را آشکار میکند. بهرهمندی و بازآفرینی کهن الگوهای موجود در اساطیر و در روایات فانتزی نو، سبب رشد ناخودآگاه فردِ نوجوان میگردد. در رمان کنسرو غول، مراحل سهگانه سفر قهرمان، به شکلی باژگون بازگو می شود. سفر راوی، نه سفری بیرونی با حرکت در مکان، بلکه به صورتی درونی است. این خصیصۀ مهم، رمان را به ساختارِ الگوی قهرمان جوزف کمبل نزدیک میسازد. در الگوی «اسطورۀ یگانۀ» کمبل، سفرِ قهرمان به شکلی فانتزی نمود پیدا می کند. تلاش رجبی برای ارائۀ آرمانشهر به کمک قهرمانسازی نوجوان در داستانش-که هر یک نماد و کهنالگوی تیپی خاص در مسیر تکامل و شدن و به عبارتی در مسیر «سفر قهرمان» است- تحلیل شخصیتهای داستانی او را از منظر روانشناختی- کهن-الگویی ضروری کرده است. از نتایج تحقیق برمیآید که بسامد شخصیت «جستجوگر» در میان قهرمان داستانی رجبی بیش از دیگر کهنالگوهای شخصیتی است که در مسیر تکامل و سفر قهرمانانۀ خویش در مواجهه با کهنالگوهای «جنگجو» و «نابودگر» به کمک کهنالگوهای «حامی» به وادی «تشرف» قدم مینهد و غالباً با رسیدن به آرمانهای خویش سرافرازانه قدم در مسیر بازگشت میگذارند.