اعتباریابی پرسشنامه رهبری دانش (مطالعه‌ای در دانشگاه‌های شهر سنندج)

نویسندگان

1 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

2 کارشناس ارشد آموزش و بهسازی منابع انسانی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

3 استادیار، گروه مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان، کرمان، ایران

4 دانشجوی دکترای مدیریت آموزشی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

5 کارشناس ارشد مدیریت آموزشی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22054/jks.2016.4291
چکیده

پژوهش‌هایی که پیرامون رهبری انجام می‌شوند، نقش رهبران در مدیریت دانش را علیرغم اهمیتی که برای سازمان دارند، چندان مورد توجه قرار نمی‌دهند. از سوی دیگر مدیریت دانش و اطلاعات نیز علیرغم اینکه کلید فعالیت‌های رهبری هستند، چندان مورد توجه نظریه‌های رهبری نبوده‌اند. پژوهش توصیفی حاضر در صدد است تا از طریق بررسی ساختار عاملی پرسشنامه رهبری دانش ویتالا (2004)، به گسترش پیوند بین رهبری و مدیریت دانش کمک نماید. جامعه آماری شامل کارکنان دانشگاه‌های آزاد اسلامی واحد سنندج، دانشگاه کردستان و دانشگاه پیام نور سنندج بود (434 نفر). با درنظر گرفتن نسبت کارکنان در هر دانشگاه، نمونه‌ای به حجم 204 نفر به‌شیوه نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ رهبری دانش ویتالا (2004) بود که روایی و پایایی آن تأیید شد. جهت تحلیل داده‌ها از تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون t تک نمونه‌ای و تحلیل واریانس یک‌راهه استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که ساختار عاملی پرسشنامه رهبری دانش ویتالا (2004) مشتمل بر چهار بعد جهت‌یابی یادگیری، ایجاد فضای حمایت از یادگیری، حمایت از فرایند یادگیری در سطح فردی و گروهی، و عمل در نقش الگو (الگو بودن)، با اندکی تغییرات در نحوه ارتباط شاخص‌ها و  ابعاد، پذیرفته می‌شود. یافته‌ها همچنین نشان داد که وضعیت رهبری دانش در دانشگاه‌های مورد مطالعه، بالاتر از متوسط بود. با توجه به نتایج بدست آمده بر مبنای یافته‌های پژوهش، پرسشنامه رهبری دانش ویتالا (2004) در ایران قابل استفاده است.