بررسی مؤلفه‌های ناتورالیستی من یک سایه‌ام و چند داستان دیگر از فیروزه گل‌سرخی

نویسندگان

1 استاد ادبیات فارسی دانشکده علوم انسانی سمنان

2 پژوهشگر ادبی

doi
چکیده

ناتـورالیسم ادبـی بـه تشریـح اوضاع کلی شخصیت در رمان، در بستر شرایط جبری «زمان» و «مکان»، «وراثت» می­پردازد. این مکتب یکی از مکاتب مهم ادبیات داستانی ایران به شمار می­رود. فیروزه گل­سرخی از نویسندگان دهه­های متأخر است که به شیـوۀ ناتورالیستی و عینی به روایت داستان می­پردازد. برخی از آثار او به جهت بیان بی­پرده زشتی­ها، تأثیر محیط و لحظه، توصیف مشمئز­کنندۀ فقر، وجهۀ ناتورالیستی ­دارند. بنابراین، نگارندگان با توجه به این خصوصیات بر خود ضرورت دیدند که کتاب من یک سایه­ام و چند داستان دیگر او را به شیوۀ تحلیلی - استنباطی مورد بررسی قرار دهند. پس از بررسی مشخص شد که مضمون سه داستان کوتاه، رؤیای بعد از ظهر نیمۀ تابستان، من یک سایه­ام و مستأجر، مطابق با مضامین داستان­های ناتورالیستی بوده و مؤلفه­ها­ی آن در این سه داستان حضور گسترده­ای دارد. معرفی هجده مؤلفۀ ناتورالیستی به همراه تحلیل شاهد مثال­هایی از داستان­های مذکور و تشخیص مؤلفه­های پربسامد از مهم­ترین دستاوردهای این پژوهش است. همچنین گل­سرخی توانسته است که از طریق همسو کردن مؤلفه­های «عنوان بی­پردۀ مسائل جنسی» و «زشت­نگاری»  با فرهنگ و معیارهای جامعه اسلامی، آنها را بومی­سازی کند.