حدود و ثغور رئالیسم جادویی در رمان بیوهکشی اثر یوسف علیخانی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی
2 عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی
doi
چکیده
منتقدان از وجود عناصر رئالیسم جادویی در رمان بیوهکشی اثر یوسف علیخانی نوشتهاند، ولی تلاش آنها در واکاوی عناصر رئالیسم جادویی و یافتن آنها در این رمان کافی و نظاممند نبوده است. نویسندگان این مقاله سعی میکنند تا پس از معرفی مؤلفههای برجسته رئالیسم جادویی، به بررسی رمان علیخانی بپردازند. درونمایه بیوهکشی که تأکید بر تعقل در سنن و آیین گذشتگان دارد، تا حدودی قابل مقایسه با دیگر آثار رئالیسم جادویی در دنیاست. رئالیسم جادویی برخلاف داستانهای فولکلوریک در پی ایجاد تغییر در ادراکات خواننده مبتنی بر تعقل و تقویت قوۀ تجزیه و تحلیل حوادث اجتماعی است. در پایان رمان، علیخانی به قهرمان داستانش اجازه میدهد که خود را از بند سنتهای غلط و تفکر مرید و مرادی خلاص کند و سرنوشتش را خودش بنویسد. در سطح ساختار داستانی نیز بسیاری از عناصر رئالیسم جادویی در این رمان یافت میشوند، همچون بیطرفی راوی در روایت رویدادهای شگرف، اقتباسهای کوچک و بزرگ از قصهها و سنتهای رایج در فرهنگ عامه و توجه بسیار به قدرت حواس پنجگانۀ انسان در طرح فضای جادویی. اما بر خلاف اکثر رمانهای رئالیسم جادویی، بیوهکشی فاقد پیرنگی پیچیده و فنی است. روایت اثر تکخطی است و در بخش گرهگشایی این رمان تمامی تاریکیهای موجود در روایت بالاخره برای خواننده روشن میشود و جایی برای تردید و تفکر مخاطب باقی نمیگذارد و این برخلاف روح حاکم بر آثار بزرگ رئالیسم جادویی در جهان است.