نقد کهن‌الگویی «سفر قهرمان» در افسانة بانوی حصاری هفت‌پیکر نظامی براساس نظریة یونگ و کمپبل

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد و مدرس گروه زبان و اذبیات فارسی، دانشگاه آزاد، واحد زابل

2 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی و دبیر آموزش و پرورش.

doi
چکیده

جوزف کمپبل با توجه به شباهت­های ساختاری قصه­ها و افسانه­های کهن، با طرح نظریة «تک اسطوره» و «سفر قهرمان»، مبتنی بر نظریات گوستاو ­یونگ نقد کهن­الگویی را به گونه­ای نو مطرح و الگویی واحد برای تمام داستان­ها ترسیم کرد. به­ویژه افسانه­ها و حماسه­هایی که در آن پهلوان برای حصول به هدف، مراحلی را طی می­نماید. افسانة بانوی حصاری یکی از هفت داستانی است که نظامی در هفت پیکر، به رشتة نظم کشیده ­است. سؤال اساسی در این پژوهش بر این استوار است که افسانة بانوی حصاری هفت­پیکر نظامی، چه اندازه قابلیت تطبیق با این الگو را دارد؟ نتایج حاصل از پژوهش که به روش تحلیل محتوا انجام گردیده، بیانگر آن است که قهرمان افسانه، ضمن پیروزی در مأموریت خویش و به­دست آوردن پاداش مادّی به نوعی کمال معنوی دست می­یابد که منطبق بر خویشکاری اصلی در کهن­الگوی «سفر قهرمان» کمپبل است.