بررسی و تحلیل تقابل های دوگانه در بوف کور صادق هدایت
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی
doi
چکیده
«تقابلهای دوگانه» یکی از مهم ترین کارکرد ذهن جمعی بشر است، و اساسیترین مفهوم ساختارگرایی را تشکیل می دهد. نخستین بار نیکلای تروبتسکوی، واجشناس(01890-1938 م.) از اصطلاح «تقابل های دو گانه» نام برد. از آنجایی که اساس ساختارگرایی بر تقابلهای دوگانه است، در پَساساختارگرایی نیزنشانههایی از یک حرکت متقابل، با دو پاره کردن نشانه به دال و مدلول قابل درک است. درحقیقت آواها و اندیشه ها، تودههای بیشکلی هستند که در میان آنها صورت بهوجود میآید این شکلگیری با استفاده از روابط جانشینی و عناصر همنشینی انجام میگیرد. با بررسی ساختارداستان بوف کور میتوان به ساختار تفکر نویسنده ی آن پی برد. به نظر می رسد، متن داستان بوف کور تشکیلدهنده ی یک نظام فکری است که این نظام، ماتریسی از تقابلهاست.هم چنین در شرح ساختار بوف کور باید گفت که اساس این کتاب بر تقابل های متضاد و پاردوکسی است. وجود تقابل در این اثر موجب تحولاتی عظیم و گسترده گردیده و از سویی دیگر سبب شده تادر این اثر، ایده ی وحدت ازکثرت نزج و شکل بگیرد و در اصل اساس فلسفه بوف کور نیز برهمین مبناست.این پژوهش، به شیوه ی توصیفی- تحلیلی و استواری بر چارچوب نظری «تقابل های دو گانه »، میکوشد با ردگیری این کارکرد در بوف کور به این پرسش بنیادین پاسخ دهد که نظام فکری مبتنی برتقابل های دو تایی این اثر چیست؟ تقابل های دوگانه یکی از محوری ترین بنمایه در بوف کور است، که در سه حوزه تضاد، پاردوکس و توصیف قابل بررسی است.