بررسی و تحلیل مکتب اکسپرسیونیسم در رمان ارمیا از رضا امیرخانی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سمنان

doi
چکیده

هنر قرن بیستم را به گونه­ای عام اکسپرسیونیسم نامیده­اند که در سال­های جنگ جهانی اول به اوج خود رسید. در این مکتب نویسنده بر آن است تا احساسات درونی خود را در پاسخ به واقعیت بیرونی منعکس کند. هستۀ مرکزی داستان­های اکسپرسیونیستی انسان است. انسانی که در جست­وجوی بهشت گمشده خویش، در مقابل ظلم و تجاوز می­ایستد. این مبارزه و پایداری می­تواند آثار اکسپرسیونیستی را تحت عنوان ادبیات مقاومت قرار دهد. رضا امیرخانی، نویسنده جوانی است که آثار وی در حوزه ادبیات مقاومت قرار دارد. در آثار وی همچون داستان­های اکسپرسیونیستی انسان مبارز هسته مرکزی داستان است. این آثار که در قالب رمان مدرن نگاشته شده­اند و نویسنده با درهم شکستن برخی از قراردادهای سنتی داستان­نویسی ایرانی، از تکنیک­های مدرن در پیشبرد داستان بهره برده است. در رمان ارمیا، شخصیت جوان و جویای عدالت داستان به کمک هم­رزمانش در پی مبارزه با ظلم و دگرگونی دنیای فعلی است تا بتواند جامعه ایده­آل مدّنظر اکسپرسیونیسم را پایه­ریزی کند. مخالفت با نسل گذشته (پدر و مادر)، رد عقاید مادی­گرایانه اطرافیان و نفی مدرنیته و قالب­های سنتی با هم، بیان احساسات درونی شخصیت­ها و فشار اجتماعی حاکم بر زندگی آنها در رمان ارمیا، همگی نشان­دهنده تأثیر پذیرفتن امیرخانی از مکتب اکسپرسیونیسم است.