شگردهای باورپذیری در داستانهای مارکز
نویسندگان
1 استادیار پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی
doi
چکیده
شگرد باورپذیری اولین شرط روایت در ادبیات داستانی است. از آنجا که رئالیسم جادویی یک شیوة روایی برای نقل حوادث جادویی، خارقالعاده، فراواقعی، غلوآمیز و شگفت است، طبیعی است که برترین شگرد برای آن، باورپذیری یا منطق روایت باشد. آنچه این جریان ادبی را به صورت یک شیوة روایی مستقل درآورده، از جمله، نگرشی متفاوت به عنصر «زاویة دید» و تبدیل آن به «تکنیک باورپذیری» بوده است. باوراندن ماوراء طبیعت، برترین کارکرد رئالیسم جادویی است که باید مورد توجه مروّجان مفاهیم پیچیدهای چون فلسفه، عرفان و الهیات در ادبیات داستانی قرار گیرد. رسیدن به این هدف ممکن نیست جز با مطالعة آثارِ بزرگانِ این شیوة روایی با تکیه بر شناخت هوشمندیهای ایشان در نحوة همنشانی واقعیت و فراواقعیت و دستیابی به یک واقعگرایی (رئالیسمِ) بومی. در این نوشتار با بهرهگیری از شیوه تحلیلی – استنباطی نمونههایی از به کارگیری شگرد باورپذیری به خصوص در آثار برترین نویسندة رئالیسم جادویی یعنی گابریل گارسیا مارکز بازشناسی شده است. استخراج مواردی از مهارتهای باورپذیری نزد مارکز همراه با تبیین و تشریح نحوة به کارگیری آنها به صورت کاربردی مهمترین دستاورد این پژوهش است.