فرآیند فردیت در «حکایت مرد بغدادی» در مثنوی مولانا و «کیمیاگر» اثر پائولو کوئیلو
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا.
doi
چکیده
یکی از روشهای مطالعه و پژوهش در متون ادبی کلاسیک بهکارگیری نظریات جدید در خوانش این متون است. بـه این مطالعات که با استفاده از نظریات مطرح در علومی نظیر جامعهشناسی، روانشناسی، اسطورهشناسی و مردمشناسی انجام میشود، مطالعة بیرونی ادبیات میگویند. در این مقاله «حکایت مرد بغدادی» از دفتر ششم مثنوی و رمان کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو به عنوان نمونة بازنویسی شدة «حکایت مرد بغدادی» را با استفاده از نظریة فرآیند فردیـت در مکتـب روانشنـاسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ (1961- 1875) تحلیل کردهایم. یونگ یکی از نظریهپردازان نقد روانکاوی است. فرآیند فردیت از مهمترین نظریههای وی در مکتب روانشناسی تحلیلی است. یونگ در نظریة خود توجه ویژهای به ناخودآگاه جمعی دارد و کهن الگوهایی را در مکتب خود توصیف میکند. هدف نگارندگان این پژوهش خوانش حکایت مثنوی و رمان کیمیاگر براساس فرآیند فردیت با روش تحلیلی است. در پایان این خوانش توانستیم فرآیند فردیت و کهن الگوهای آن از جمله من، سایه، خود، نقاب، پیر دانا و آنیما را با عناصر آنها تطبیق دهیم و در پایان به این نتیجه رسیدیم که سفر قهرمان در هر دو داستان برای به دست آوردن گنجی نادر، کاملاً با سفر درونی فرد با هدف خویشتنیابی و رسیدن به وحدت و یکپارچگی لایههای روان مطابق است و هر دو قهرمان در مصر با عسس و راهزن (که نمادی از خود است) روبهرو میشوند و در نهایت در خانه و کلیسای دیار خود به گنج اصیل (که نمادی از خویشتنِ خویش است) دست مییابند.