مقایسۀ مفهوم «حاکمیت ملی» در قوانین اساسی مشروطه و جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 استادیار گروه جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران

2 دانش ‏آموختۀ جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران

3 دانش ‏آموختۀ جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jhgr.2020.273683.1007847
چکیده

مطالعه و بررسی قانون اساسی هر کشور بنیانی برای شناسایی و تحلیل بسیاری از مفاهیم کلیدی جغرافیای سیاسی مانند «مفهوم حاکمیت ملی» در آن است. کشور ایران در کمتر از یک سده دو انقلاب بزرگ یعنی انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی را تجربه کرده است. پس از رخداد هر دو انقلاب، دو قانون اساسی تدوین شد که هر یک سرآغازی برای عملکرد حکومت و ملت در سرزمین ملی به‌شمار می‏رفته‏اند. پرسش اصلی مقالۀ حاضر، که با استفاده از روش «تحلیلی» نگاشته شده، این است که مفهوم حاکمیت ملی در دو قانون چه تفاوت‏ها و تشابهاتی داشته و چگونه به رابطة حکومت با ملت و سرزمین شکل بخشیده است. نتیجة تحقیق نشان می‏دهد که شرایط و عوامل تأثیرگذار داخلی و خارجی به ‏لحاظ زمانی و مکانی بر چگونگی تدوین این دو قانون و نیز در ابراز مفهوم حاکمیت ملی در آن‌ها مؤثر بوده است. مقایسة مفهوم حاکمیت ملی نشان می‏دهد که قانون اساسی مشروطه و متمم آنْ حاکمیت را فقط از آنِ ملت می‏داند. درحالی‏که قانون اساسی جمهوری اسلامی حاکمیت مطلق را از آنِ خداوند می‌داند، ولی به حاکمیت انسان نیز قائل است. همچنین، مقایسة شیوة اعمال حاکمیت ملی در قانون اساسی مشروطه عمدتاً از طریق انتخاب نمایندگان مجلس شورای ملی است؛ درحالی‏که در قانون اساسی جمهوری اسلامی، مردم برای تعیین نوع نظام سیاسی و تصمیم‏گیری در مسائل مهم اقتصادی و سیاسی از طریق همه‏پرسی، انتخابات، و نیز نظارت بر کارگزاران حکومتی به اعمال حاکمیت می‏پردازند. ازاین‏رو، می‏توان گفت قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به نسبت مفهوم جامع‏تری از حاکمیت ملی ارائه می‏دهد.