معرفی مخمرهای Candida membranifaciens و Rhodotorula mucilaginosa به عنوان عوامل موثر در کنترل بیولوژیک بیماریهای کپک سبز و آبی میوه مرکبات
نویسندگان
1 استادیار، موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
doi
10.22092/bcpp.2025.370897.400چکیده
پوسیدگیهای پس از برداشت در میوههای مرکبات یکی از چالشهای اساسی در زنجیره تولید و نگهداری این محصولات بهشمار میرود که عمدتاً بر اثر فعالیت بیمارگرهای قارچی ایجاد میشود. در این میان، بیماریهای کپک سبز (Penicillium digitatum) و کپک آبی (P. italicum) از مهمترین عوامل خسارتزا محسوب میشوند. مدیریت این بیماریها معمولاً از طریق مصرف قارچکشهای شیمیایی انجام میگیرد، اما نگرانیهای مربوط به آثار زیستمحیطی و بروز جدایههای مقاوم، ضرورت توسعه و بهکارگیری روشهای جایگزین را بیش از پیش آشکار ساخته است. در سالهای اخیر، استفاده از عوامل مهارزیستی بهویژه مخمرهای آنتاگونیست، بهعنوان رویکردی پایدار و سازگار با محیط زیست برای کنترل بیماریهای پس از برداشت میوههای مرکبات، توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. این پژوهش با هدف ارزیابی توان مهارزیستی مخمرهای جداشده از سطوح میوههای مرکبات در برابر عوامل بیماریهای کپک سبز و آبی میوه مرکبات انجام شده است. برای این منظور، نمونههای میوه از باغهای مختلف استان مازندران جمعآوری و مخمرهای بومی متنوعی از آنها جداسازی گردید. بر اساس خصوصیات فنوتیپی، نمایندههایی از هر گروه مخمر انتخاب و توانایی آنها در مهار رشد و توسعه آلودگی ناشی از قارچهای یادشده بر روی میوه پرتقال رقم تامسون ناول مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا سطح میوهها با ایجاد خراشهای سطحی مشابه حالت طبیعی ایجاد و سپس در سوسپانسیون مخمر (با غلظت ۱۰8 سلول در هر میلیلیتر آب) قرار داده شدند. پس از آن، آلودهسازی میوهها با استفاده از سوسپانسیون اسپور قارچهای بیمارگر (با غلظت ۱۰5 اسپور در هر میلیلیتر) انجام گرفت. پس از گذشت دو هفته نگهداری در شرایط انباری، درصد بروز بیماری ثبت و دادهها بر اساس طرح آزمایشی فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج نشان میدهد نوع مخمر و نوع بیمارگر هر دو اثر معنیداری بر میزان کارایی مهارزیستی دارند. شناسایی مولکولی جدایههای برتر با استفاده از تعیین ترادف ناحیه ژنی ITS با استفاده از آغازگرهای اختصاصی ITS1 و ITS4 انجام شد و بر این اساس دو مخمر به ترتیب به عنوان Candida membranifaciens و Rhodotorula mucilaginosa شناسایی گردیدند. ارزیابی کارایی مهارزیستی بر اساس فرمول ابوت نیز نشان میدهد این دو مخمر در کاهش پوسیدگی به ویژه ناشی از کپک سبز بسیار مؤثر بودهاند، بهطوریکه کارایی آنها در مهار کپک سبز بهترتیب ۹۸ و ۹۹ درصد برآورد شد. در مقابل، در خصوص کنترل کپک آبی، کارآیی کمتر بوده و بهترتیب ۵۰ و ۵۸ درصد گزارش میگردد. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان میدهد استفاده از مخمرهای آنتاگونیست بومی میتواند بهعنوان جایگزینی زیستسازگار و مؤثر برای قارچکشهای شیمیایی در مدیریت پوسیدگیهای پس از برداشت میوههای مرکبات مورد استفاده قرار گیرد و راهکار مناسبی برای توسعه سیستمهای مدیریت تلفیقی بیماریهای پس از برداشت ارائه دهد.