دموکراسی محیط زیستی؛ رویکرد مشارکتی در پاسخ به آسیبهای محیط زیستی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای حقوق جزا و جرم شناسی
2 استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
چکیده
روند رو به رشد تخریب و آلودگی محیط زیست بیانگر آن است که، در تعامل میان محیط زیست و مسائل مربوط به توسعه، دولتها در راستای حفظ محیط زیست نتوانستهاند به خوبی عمل کنند. با توجه به وضعیت فعلی محیط زیست و نگرانیهای موجود، تلاش برای یافتن راه حلهای مناسب برای حفظ تنها زمینی که برای زندگی در اختیار ماست، رو به افزایش است. در این راستا مفاهیم و اصول حقوق محیط زیست، ابتدا در محافل بینالمللی شکل گرفته و به تدریج در حقوق داخلی کشورها جایگاه خود را یافته است. اصل مشارکت یکی از مهمترین این اصول میباشد. اندیشمندان حوزه محیط زیست معتقدند، با توجه به ماهیت مورد نزاع مسائل محیط زیستی که عمدتاً ناشی از تفاوت در ارزشگذاریهاست، بهترین روش در سیاستگذاری در حوزه مسائل محیط زیست، تهیه و اعمال مدلهای مشارکتی است. دولتها و شهروندان دو پایه اصلی، در این حوزه هستند. امروزه، مشارکت مردم در به اجرا درآوردن قواعد محیط زیستی، به عنوان یک جزء جدانشدنی از حقوق محیط زیست در آمده که، خود دارای الزاماتی است که تحت عنوان حقوق دسترسی مورد بررسی قرار میگیرد. فراهم کردن زمینه تحقق مؤلفههای اساسی مشارکتهای محیط زیستی از الزامات پایهریزی یک سیاست جنایی منسجم و کارآمد است و در عمل نتایج قابل توجهی را در حوزه پیشگیری و مبارزه با جرایم و آسیبهای محیط زیستی خواهد داشت.