اثر زیرکشنده آفت‌کش‌های فلونیکامید و ایمیداکلوپراید روی واکنش تابعی زنبور پارازیتوئید Diaeretiella rapae نسبت به شته مومی کلم، Brevicoryne brassicae

نویسندگان

1 استادیار، بخش تحقیقات گیاه‌پزشکی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان‌غربی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ارومیه، ایران.

2 محقق، بخش تحقیقات گیاه‌پزشکی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان‌غربی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ارومیه، ایران.

3 استادیار، بخش تحقیقات گیاه‌پزشکی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان‌شرقی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تبریز، ایران.

4 استاد، بخش تحقیقات گیاه‌پزشکی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان‌شرقی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تبریز، ایران.

doi
10.22092/bcpp.2026.372146.414
چکیده

شته مومی کلم، Brevicoryne brassicae یکی از آفات مهم خانواده چلیپائیان است که کنترل شیمیایی به عنوان یکی از رایج‌ترین روش‌های مدیریت آن به‌شمار می‌رود. با این حال، استفاده از این ترکیبات، به‌دلیل اثرات نامطلوب بر دشمنان طبیعی، نیازمند ارزیابی دقیق در برنامه ­های مدیریت تلفیقی آفات (IPM) است. زنبور پارازیتوئیدDiaeretiella rapae  در بسیاری از مناطق جهان به عنوان عامل مهم در کنترل بیولوژیک شته مومی کلم شناخته می­ شود. در این تحقیق، به منظور ارزیابی سازگاری آفت کش ­های مورد استفاده، اثر زیرکشنده آفت‌کش‌های فلونیکامید و ایمیداکلوپراید بر واکنش تابعی زنبور پارازیتوئید D. rapae نسبت به تراکم‌های مختلف پوره‌های سن سوم شته مومی کلم بررسی شد. برای تشکیل کلونی زنبور پارازیتوئید، شته ­های مومیایی شده از مزرعه کلم در شهرستان ارومیه جمع ­آوری و در اتاق رشد، درون ظرف­ های کوچک (20 میلی ­لیتر) دارای تهویه قرار داده شدند. کلیه مراحل پرورش و آزمایش ­ها در دمای 1±25 درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 5±60 درصد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی انجام شد. غلظت زیرکشنده حشره­ کش­ ها با استفاده از روش پاشش مستقیم در مطالعات زیست­ سنجی تعیین شد (LC25: فلونیکامید= 997/0 پی­ پی ­ام و ایمیداکلوپراید= 612/5 پی­ پی ­ام). در آزمایش واکنش تابعی، تراکم­های مختلف پوره­ به مدت 24 ساعت در اختیار یک زنبور ماده (≤ 24 ساعت) قرار گرفت و پوره ­ها تا زمان مومیایی شدن و تعیین میزان پارازیتیسم نگهداری شدند. نتایج نشان داد واکنش تابعی زنبور D. rapae در شاهد و تیمار فلونیکامید از نوع دوم و در تیمار ایمیداکلوپراید از نوع سوم بود. پراسنجه ­های قدرت جستجو (a) و زمان دستیابی (Th) تحت تأثیر تیمارهای حشره‌کش قرار گرفتند؛ فلونیکامید تأثیر معنی‌داری بر قدرت جستجوی زنبور پارازیتوئید (0456/0 بر ساعت) نداشت، اما ایمیداکلوپراید قدرت جستجوی زنبور (00375/0 بر ساعت) را به طور قابل توجهی کاهش داد. همچنین، زمان دستیابی در هر دو تیمار به‌طور معنی‌داری افزایش یافت. بیشینه نرخ پارازیتیسم نیز برای زنبور D. rapae در تیمارهای فلونیکامید و ایمیداکلوپراید به ترتیب برابر با 16/24 و 9/44 عدد پوره شته بدست آمد. بنابراین فلونیکامید نسبت به ایمیداکلوپراید سازگاری بالاتری با زنبور D. rapae داشته و می‌تواند در برنامه‌های مدیریت تلفیقی شته مومی کلم به‌کار رود. با این حال، نیاز به بررسی اثرات این حشره‌کش‌ها بر پراسنجه‌های جدول زندگی و سایر خصوصیات رفتاری زنبور در شرایط آزمایشگاهی و مزرعه‌ای ضروری است.