بررسی مسائل مشترک زن در دو داستان «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» زویا پیرزاد و «پرنده من» فریبا وفی

نویسندگان

1 دانشگاه شهرکرد

doi
چکیده

نویسندگان زن در آثار خود اغلب به زندگی و مسائل زنان می‌پردازند و نگرش و دیدگاه خود نسبت به زن و جایگاه او در جامعه را بیان می‌کنند. زویا پیرزاد و فریبا وفی نیز به عنوان نویسندگانی رئالیست تمام تلاش خود را صرف شرح جزئیات زندگی زنان کرده‌اند. درپس آثار این دو نویسنده اندیشه‌ها و تصورات مشترکی دررابطه با شخصیت زن به چشم می‌خورد. هدف پژوهش حاضر بررسی مسائل مشترک شخصیت اصلی زن در داستان‌های «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» زویا پیرزاد و «پرنده من» فریبا وفی است. هردو نویسنده مسائل روانی، اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی را در رأس توجه خود قرار داده‌اند و به این ترتیب تصویری از زندگی و خصوصیات زنان در پیش چشم خواننده مجسم نموده‌اند. این پژوهش منجر به این نتیجه شد که شخصیت زن دو داستان در جریان زندگی خانوادگی و حین انجام وظایف زنانه، در پی کشف هویت فردی مستقل خود هستند. هردو با وجود وابستگی عاطفی شدیدی که نسبت به همسران خود دارند، دچار خلأ عاطفی شده و درنتیجه احساس تنهایی وجودشان را تسخیر کرده است. این دو به عنوان زنان خانه‌دار اغلب اوقاتشان رادر خانه سپری می‌کنند و از این‌رو دچار روزمرگی کسالت‌آور می‌شوند، اما با این حال تعهد ویژه‌ای نسبت به انجام وظایف زنانه و حفظ کانون خانواده دارند. مشغولیت به انجام امور خانه و خانواده، این زنان را از فعالیت اقتصادی در بیرون از منزل محروم نموده و درنتیجه موجب وابستگی اقتصادی به همسرانشان شده است.