بررسی تطبیقی کارکرد مفاهیم مشترک درآثار مولاناو تولستوی (بر اساس حکایت "منازعت آن چهار کس درباره انگور" اثر مولانا جلال الدین بلخی و داستان "یک خدا برای همه" اثر لئو تولستوی)
نویسندگان
1 دانشگاه پیام نور
2 دانشگاه پیام نور
3 دانشگاه مازندران
doi
چکیده
در میان قصههای تعلیمی مولانا جلال الدین رومی در مثنوی قصهای با عنوان منازعت آن چهار کس در باره انگور به چشم میخورد. موضوع حکایت اختلاف میان سه نفر با سه زبان بر سر ظاهر لفظ انگور است. هریک از این افراد واژه انگور را به زبان خود میخواند و از این باب، میان آنها اختلاف به وجود میآید.داستان دوم یک خدا برای همه اثر لئو تولستوی است، در این داستان تولستوی شخصیتهای مختلفی را از کشورهای مختلف نشان میدهد که در قهوهخانهای جمع شدهاند و هریک بر اساس دیدگاه و باورهای خود تعریفی خاص از ذات پرورگار ارائه میدهند. هدف این پژوهش، که با روش تحلیل تطبیقی صورت گرفته است، بررسی آراء و نظریات دو فیلسوف و ادیب شهیر قرن 13 و 19 میلادی، مولانا جلال الدین رومیو تولستوی، درباره اهمیّت توجه به باطن امور و بیتوجهی به ظواهر آنهاست. مولانا در داستان خود به تبیین این نظریه میپردازد که انسانها غالباً در لفظ و ظاهر اختلاف دارند و آنجا که باب حقیقت بر انسانها گشوده میشود اختلافات کنار رفته، صلح و آشتی جایگزین آن میشود. تولستوی نیز،در داستان خود، اختلاف میان ادیان و مذاهب را صوری دانسته و معتقد است اختلاف آنها پایه و اساس محکمی ندارد،زیرا همگی یک خدا را میپرستند و به یک حقیقت اعتقاد دارند. بنابراین علیرغم تفاوتزمانی ششصد ساله و تفاوتهای فرهنگی میاناین دو ادیب، هر دو آنها بر این باورند که انسانها فریبخورده جلوههای ظاهری دنیاهستند و در این میان، فقط افرادی به صلح و آرامش ...