ارزیابی کارایی پارافرمونهای جنسی تریمدلور بر نوسانات جمعیت مگس میوه مدیترانهایCeratitis capitata (Dip.: Tephritidae) در استان گلستان
نویسندگان
1 استادیار بخش تحقیقات گیاه پزشکی، مرکزتحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، گرگان، ایران
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد حشره شناسی کشاورزی، گروه باغبانی و گیاه پزشکی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه صنعتی شاهرود، شاهرود، ایران.
3 کارشناس ارشد بخش تحقیقات گیاهپزشکی، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان، سازمان تحقیقات آموزش و ترویج کشاورزی، گرگان، ایران.
4 کارشناس ارشد بخش تحقیقات گیاهپزشکی، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان، سازمان تحقیقات آموزش و ترویج کشاورزی، گرگان، ایران.
doi
10.22092/bcpp.2025.369954.391چکیده
مگس میوه مدیترانهای (Dip.: Tephritidae) Ceratitis capitata Wiedemann به عنوان یکی از اصلیترین عوامل محدودکننده و مخرب باغات میوه در دنیا و ایران محسوب میشود. با توجه به چرخه زندگی این آفت و بروز مقاومت شدید؛ کنترل شیمیایی صرف، کارایی مناسبی جهت کاهش خسارت آن ندارد. تکنیکهای جدید کشاورزی سازگار با محیط زیست مانند تلهگذاری انبوه و اختلال در جفتگیری جایگزینهای مناسبی هستند. در این پژوهش، کارایی سه پارا فرمون جنسی پرکاربرد تریمدلور شامل فروبن® (محصول کشور انگلستان)، سانتاموس (محصول کشور کانادا) و اکونکس (محصول کشور اسپانیا) در بازه زمانی خرداد تا مهرماه 1403 در باغ کلکسیون مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی گلستان روی درختان میوه مختلف (زرد آلو، هلو، شلیل، انجیر و خرمالو) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که هر سه پارا فرمون پیکهای مشابه داشته و در تاریخهای هفدهم تیرماه و بیست و پنج مرداد ماه بیشترین شکار مگس میوه مدیترانهای در تلهها مشاهده شد. پارا فرمون جنسی فروبن در تاریخ بیست و پنجم مرداد ماه بیشترین شکار (چهل و نه مگس) را نسبت به دو تیمار دیگر داشت؛ اما از نظر طول دوره ماندگاری پارافرمون جنسی اکونکس نسبت به دو تیمار دیگر چهارده روز بیشتر کارایی خود را حفظ کرده است. تغییرات دمایی نیز نشان داد که کاهش دما به زیر بیست و پنج درجه سلسیوس به شدت نوسانات جمعیت آفت را کاهش داده است. بنابراین استفاده از این ترکیبات میتواند سهم بسزایی در کاهش جمعیت مگسها داشته و میزان خسارت آفت را به شدت کاهش دهد.