اثرات کشندگی چند حشرهکش گیاهی و شیمیایی روی شته گندم Sitobion avenae و مگس گل Episyrphus balteatus
نویسندگان
1 استادیار، موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
doi
10.22092/bcpp.2025.368278.385چکیده
حشرهکشها میتوانند علاوه بر آفات، موجودات غیرهدف را نیز تحت تاثیر قرار دهد. شتههای گندم از آفات مهم گندم هستند که علاوه بر تغذیه از شیره گیاهی، باعث انتقال بیماریهای ویروسی نیز میشوند. در این پژوهش، اثرات کشندگی چند حشرهکش توصیه شده علیه آفات گندم روی شته سبز گندم Sitobion avenae و مراحل حشره کامل و شفیره مگس گل Episyrphus balteatus مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در شرایط آزمایشگاهی با دمای 2 ± 2۴ درجه سلسیوس، رطوبت نسبی 60–50 درصد و دوره نوری 8 : 16 (تاریکی: روشنایی) انجام شد. تیمارها شامل حشرهکشهای فنیتروتیون در غلظت توصیه شده (۲ در هزار) و دو غلظت کمتر (0/5 و 1 در هزار)، دلتامترین در غلظت توصیه شده (0/7 در هزار) و دو غلظت کمتر (0/15 و 0/3 در هزار)، ماترین در غلظت توصیه شده (1/5 در هزار) و سه غلظت دیگر (0/7، 1 و 2 در هزار) و شاهد (آب) بودند. درصد مرگ و میر شتهها و مگس گل بررسی و حشرهکشها، طبق روش IOBC گروهبندی شدند. نتایج نشان داد تمام حشرهکشهای مورد مطالعه سبب تلفات ۱۰۰ درصدی شتههای گندم شدند. همه تیمارها برای حشرات کامل مگس گل زیانآور بودند، بهجز کمترین غلظت ماترین که نسبتا زیانآور بود. بیشترین اثر سوء برای شفیره مگس گل ناشی از فنیتروتیون 2 در هزار بود که سبب 32/32 درصد تلفات شد اما با کاهش غلظت مصرفی، میزان کشندگی به طور معنیداری کاهش یافت. دلتامترین 0/7 در هزار و ماترین 2 در هزار به ترتیب سبب تلفات 19/39 و 13/47 درصدی مگس گل شدند در حالی که غلظتهای پایینتر این ترکیبات تلفاتی ایجاد نکردند. بر مبنای نتایج، لازم است ضمن پرهیز از افزایش غلظت مصرفی، از کاربرد حشرهکشهای دلتامترین، فنیتروتیون و ماترین در زمان اوج جمعیت مگس گل اجتناب شود. با توجه به این که مگسهای گل نقش مهمی در مهار زیستی شتهها دارند، ضروری است که در برنامههای مدیریت آفات، اثرات حشرهکشها بر این حشرات مورد توجه قرار گیرد.