منطق روایتهای ممکن در «سمک عیّار» و «دارابنامه»
نویسندگان
1 دانشگاه حکیم سبزواری
2 دانشگاه حکیم سبزواری
doi
چکیده
سمک عیّار و دارابنامه نخستین روایتهای منثور حماسی و بازماندهی سنّت روایی گوسانان پارتی هستند؛ حجم بالا و گستردگی عناصر سازهای روایتهای حماسی و پراکندگی آنها در جایجای سمک عیّار و دارابنامه سبب گشته، بسیاری از ویژگیهای برجستهی ادبی و حلقههای اتّصال روایی در بطن دو روایت ناپیدا و گم گردد؛ با این حال وجود برخی از مضمونهای روایی در آغاز و حین جریان رویدادها، دریافت وقایع و فرجام رخدادها را برای خواننده فراهم آورده که در این پژوهش «روایتهای ممکن» نامیده میشوند. پژوهش حاضر کوشیده تا گونهی روایتهای ممکن را در هفت بخش خواب و رؤیا، طالعبینی و پیشگویی، دخالت مشیّت الهی، افکار و عقاید متداول، نقش خارقالعاده و اعجابانگیز، لوحهها و طومارهای خاص و دعا و اجابت آن، مورد بررسی قرار دهد. روایتهای ممکن را در حقیقت باید براعت استهلال داستانی دانست، زیرا از طریق آنها چارچوب کلّی رخدادهای دو روایت بهصورتی مختصر و کوتاه بهخواننده منتقل میگردد. ارزشمندی آثاری چون سمک عیّار و دارابنامه زمانی آشکار میشود که نخست، هنر مخاطبشناسی و روایتپردازی نویسندگان این متون نمایانده شود، که نقد و تحلیل برپایهی شناخت روایتهای ممکن، تا حدّی ما را به اینگونه تحلیلها نزدیک میکند.