خوانش رمان «قاعدهی بازی» فیروز زنوزی جلالی،بر مبنای نظریهی آلودهانگاری ژولیا کریستوا
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولی عصر رفسنجان
2 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولی عصر رفسنجان
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولی عصر رفسنجان
doi
چکیده
چکیدهتاکنون نظریههای بسیاری موجب پیوند روانکاوی و ادبیات شده است که هر کدام از آنها چشم انداز نوینی در خوانش، درک و تحلیل آثار ادبی ایجاد کردهاند. از جملهی این نظریات،"آلودهانگاری" ژولیا کریستوا است که پیوندی میان جهان درون، جهان متن و نویسنده اثر به عنوان فاعل سخنگوست. رمان "قاعدهی بازی" اثر فیروز زنوزیجلالی؛ رمانی روانکاوانه است که در آن راوی، پلشتیهای روح انسانی را برونافکنی میکند و متن، آینهایست که خباثتها و دروغهای ذهن را منعکس میسازد. هدف این پژوهش آن است که با روشی توصیفی/تحلیلی نشان دهد چگونه راوی قاعدۀ بازی، در فرآیند کسب هویت خویش در پی جداسازی مرزهای خویش با مادر و دوری از اوست. همچنین چگونه متن نشان دهندۀ بحرانهای راوی، نویسنده و اجتماع است. در این اثر راوی/نویسنده همچون فاعلی سخنگو از طریق زبان نشانهای، به پالایش روح خویش میپردازد تا راهی برای پاکی و تطهیر خود و جهان پیرامون خود ایجاد کند.