تاثیر پیچیدگی اقتصادی بر رشد اقتصادی کشورهای N-11 با استفاده از رویکرد Panel ARDL

نویسندگان

1 استادیار اقتصاد، گروه علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه گنبدکاووس، گنبدکاووس، ایران

2 کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی، دانشگاه گنبدکاووس، گنبدکاووس، ایران

doi
10.22054/joer.2023.71043.1105
چکیده

 پیچیدگی اقتصادی یک مفهوم نسبتا جدید است که در سال­های اخیر برای ارائه معیاری جامع از ویژگی­های تولید کشورها گسترش‌یافته است. پیچیدگی اقتصادی نه‌تنها ساختارهای تولیدی کشورها را توضیح می­دهد، بلکه به بررسی تفاوت­های درآمدی و رشد بین کشورها نیز کمک می­کند. هدف مقاله حاضر، تکمیل ادبیات اخیر در مورد اثرات کلان اقتصادی پیچیدگی اقتصادی بر رشد اقتصادی برای نمونه کشورهای N-11 در دوره 2020-2000 و با استفاده از شاخص پیچیدگی اقتصادی توسعه‌یافته توسط هیدالگو و هاسمن (2009) است. آزمون­های تشخیصی موید فرضیه­های ناهمگونی ضرایب شیب و وابستگی مقطعی جملات اخلال است که برای این منظور از دو تخمین­زن میانگین گروهی با اثرات همبسته مشترک پانل (CCEPMG) پسران (2006) و تخمین­زن میانگین گروهی با اثرات همبسته مشترک (CCEMG) چودیک و پسران (2015) استفاده می­شود. یافته­ها نشان داده است که پیچیدگی اقتصادی یکی از عوامل مهم و کلیدی برای رشد اقتصادی در بلندمدت است. بااین‌حال، تاثیر پیچیدگی اقتصادی بر رشد اقتصادی در کوتاه­مدت معنادار نشده است که بیانگر زمان‌بر بودن تاثیر تحولات ساختاری تولید بر رشد اقتصادی است. سایر متغیرهای کنترلی تحقیق شامل سرمایه انسانی، سرمایه­گذاری، کیفیت نهادی و نرخ تورم نیز مورد تایید آماری قرارگرفته است. بر این اساس کشورها باید برای تولید کالاها و خدمات جدید بر استراتژی‌های بلندمدت تمرکز کنند و از اثر خنثی کوتاه­مدت پیچیدگی اقتصادی بر رشد اقتصادی آگاه باشند.