قدرت اجتماعی و شاخص مرکزیت در شبکة بهره‏برداران مرتع در راستای مدیریت مشارکتی (منطقة مورد مطالعه: مرتع گورمؤمنین، منطقة کلاتة رودبار، دامغان)

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد بیابان‌زدایی، دانشکدة منابع طبیعی، دانشگاه تهران

2 دانشیار دانشکدة منابع طبیعی دانشگاه تهران

3 استادیار دانشکدة منابع طبیعی دانشگاه تهران

4 استاد دانشکدة منابع طبیعی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jrwm.2015.53881
چکیده

شناخت و آگاهی از کنشگران کلیدی در سطح جوامع محلی در راستای مدیریت مشارکتی و اجرای پروژه‌های منابع طبیعی یکی از اقدامات ضروری پیش از اجرای پروژه‏هاست. این افراد می‏توانند، به منزلة رهبران محلی و قدرت‏های اجتماعی، در سامان‌دهی مدیریت مشارکتی منابع طبیعی بازویِ اجراییِ دست‏اندرکاران دولتی باشند. در این تحقیق سعی شده است از طریق روش تحلیل شبکه و شاخص مرکزیت در سطح خرد، شبکة بهره‏برداران مراتع، سامان عرفی گورمؤمنین در منطقة کلاتة رودبار شهرستان دامغان، قدرت‏های اجتماعی، و رهبران محلی مؤثر در فرایند مدیریت مشارکتی مرتع مشخص شوند. بدین منظور، با استفاده از روش تحلیل شبکة اجتماعی، میزان مرکزیت‏های درجة خروجی، ورودی، و بینابینی در سطح کنشگران، بر اساس پیوندهای اعتماد، مشارکت، و ماتریس ترکیبی اعتماد و مشارکت، در شبکة بهره‏برداران مرتع مشخص شد. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، کنشگر Go-Bi (یکی از بهره‌برداران مرتع) قدرتِ کلیدی در بین بهره‏برداران مرتع گورمؤمنین شناخته شد. همچنین، کنشگران مرکزی و پیرامونی و میزان تراکم پیوندی بین آن‏ها بر اساس شاخص مرکز- پیرامون مشخص شد. افرادی که در زیرگروه کنشگران مرکزی قرار گرفته‏اند، به دلیل اقتدار و نفوذ اجتماعی بالا، می‏توانند نقش مؤثری در مدیریت مشارکتی مرتع ایفا کنند. شناخت این افراد پیش از اجرای پروژه‏های منابع طبیعی تا حد زیادی می‏تواند به دستگاه‏های دولتی در گسترش اعتماد در میان افراد یاری نماید، در نتیجه، مدیریت مشارکتی موفق‏تری عملیاتی خواهد شد. از این افراد می‏توان، به منزلة پل‏های ارتباطی بین نهادهای دولتی و سایر بهره‌‏برداران، در توسعة پایدار روستایی استفاده کرد.