تحلیلی بر عوامل موثر بر مالیات‌بر‌ارزش‌افزوده: رویکرد اقتصاد‌سنجی فضایی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی

2 دانشگاه علوم پزشکی مشهد

3 دانشگاه علوم پزشکی کردستان

doi
10.22055/jqe.2024.45885.2605
چکیده

چکیده گسترده معرفی: مالیات بر ارزش‌افزوده را می­توان به‌عنوان یکی از ضروری‌ترین و مهم‌ترین مالیات­ها در نظر گرفت، زیرا این مالیات ثابت کرده است که یک ابزار مالی بسیار مهم برای کشورها و یکی از کارآمدترین مالیات‌ها در کاهش کسری بودجه در طی بحران­های مالی است .(Feher, Condea & Harangus, 2019) درآمد حاصل از مالیات بر ارزش‌افزوده می­تواند از عوامل متعددی تأثیر پذیرد که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم اقتصاد را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. بر اساس بررسی­های صورت­گرفته رشد اقتصادی، واردات، بیکاری، تورم، مصرف، بازبودن تجاری عوامل بالقوه­ای هستند که بر سطح درآمدهای مالیات بر ارزش‌افزوده تأثیر زیادی دارند هستند. علاوه بر این تأثیرپذیری درآمدهای مالیاتی علی­الخصوص مالیات بر ارزش افزوده از همسایگان و شرکای تجاری امری غیرقابل انکار است. بیشتر تحقیقات انجام شده به تنهایی بر شناسایی عوامل موثر بر مالیات بر ارزش افزوده پرداخته اند و در مورد تأثیرات عوامل مختلف به همراه اثر مجاورت بر درآمد مالیات­بر­ارزش­افزوده، اقدامات بسیار کمی انجام شده است. این پژوهش بر آن است تا عوامل مؤثر بر دریافت‌های مالیات­بر­ارزش افزوده را با دیدی وسیع‌تری متشکل از شرایط اقتصادی و مجاورت کشورها، مورد بررسی قرار دهد. از همین روی در پژوهش حاضر تاثیر عوامل اقتصادی مهم بر درآمدهای مالیات بر ارزش‌افزوده در کشورهای منتخب آسیایی با رویکرد اقتصادسنجی فضایی و درنظرگرفتن وابستگی فضایی آنها طی دوره زمانی (2021-1995) مورد بررسی قرار می­گیرد. متدولوژی: هدف از این پژوهش بررسی عوامل اثرگذار بر مالیات بر ارزش افزوده در کشورهای منتخب آسیایی با استفاده از روش اقتصادسنجی فضایی تابلویی طی بازه زمانی (2021-1995) می­باشد. آمار و اطلاعات مورد نیاز برای متغیرهای تولید ناخالص داخلی، بازبودن تجاری به عنوان مجموع صادرات و واردات تقسیم بر تولید ناخالص داخلی، شهری شدن، مصرف خانوار و نرخ بیکاری از سایت بانک جهانی و فاصله جغرافیایی از سایت CEPII استخراج گردیده است. یافته ها: ابتدا جهت بررسی تشخیص وابستگی فضایی از آزمون­های موران، گری و جتیس و اورد وابستگی فضایی کشورها مورد تأیید قرار گرفت و بر اساس معنی­داری آزمون ها الگوی پژوهش در چارچوب فضایی تابلویی برآورد گردید. سپس با توجه به آزمون لگاریتم درستنمایی مدل SAC به‌عنوان مدل بهینه انتخاب شد. نتایج تخمین با توجه با استفاده از ماتریس فاصله جغرافیایی و مدل SAC نشان می­دهد که متغیرهای باز بودن تجاری، رشد اقتصادی و مصرف دارای اثری مثبت و معنادار و بیکاری دارای اثری منفی و معنادار بر درآمدهای مالیات­بر­ارزش­افزوده دارند. همچنین متغیر شهری شدن در بین مجموعه مورد مطالعه و در این بازه زمانی اثری بر متغیر وابسته ندارد. نتیجه: مالیات بر ارزش­افزوده به‌عنوان یکی از ارکان اصلی بودجه دولت­ها نقش زیادی در رشد و توسعه کشورها دارد. ازاین‌رو شناسایی عوامل مؤثر و مهمی که بر آن تأثیر دارند، دارای اهمیت زیادی است. از سوی دیگر اعمال مالیات در یک کشور صرفاً تحت‌تأثیر عوامل درونی نیست و عوامل دیگری نیز تحت عنوان وابستگی فضایی که به علت مجاورت یک منطقه با مناطق دیگر به وجود می­آید نیز تأثیرگذار هستند. در مجموع می­توان اظهار داشت که تأثیرپذیری درآمدهای مالیات بر­ارزش افزوده کشورهای یک منطقه به دلیل روابط تجاری و اثرات مجاورت و همسایگی امری غیرقابل انکار است. تولید­ناخالص­داخلی و مصرف دارای اثر مثبت و معنادارای بر مالیات بر­ارزش افزوده بودند. بنابراین کشورهای مجموعه می­بایست به طور مستمر اقداماتی را برای بهبود عملکرد بخش­های مختلف اقتصادی و تحول موفق اقتصاد مانند معرفی فن‌آوری‌های جدید، امکان نوآوری در تولید، سیاست­هایی که از استفاده از منابع پایدار حمایت ‌کنند و مواردی از این دست انجام دهند. باز بودن تجاری دارای اثر مثبتی بر مالیات بر ارزش افزوده بود بنابراین می‌توان اظهار داشت که باز­بودن تجاری می­تواند از طریق اثرات سرریز مانند ورود فناوری‌های جدید و افزایش سرمایه انسانی بر درآمد داخلی و درنتیجه درآمدهای مالیات بر ارزش‌افزوده تأثیرگذار باشد. همچنین بیکاری دارای اثر منفی بر درآمدهای مالیات بر ارزش‌افزوده بود،  لذا دولت‌ها می­بایست سیاست‌های اقتصادی مناسبی در زمینه ایجاد شغل‌های جدید و به‌کارگیری نیروی کار در کشورشان داشته باشند.