نظریه کوهن و تغییر پارادایمی در حقوق کیفری
نویسندگان
1 استادیار دانشکده حقوق و الهیات دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
10.22059/jqclcs.2014.54923چکیده
تصویر کوهن از سیر تحول یک علم را میتوان بهوسیلۀ این طرح بیپایان خلاصه کرد: پیش علم - علم عادی - بحران - انقلاب - علم عادی جدید - بحران جدید. ویژگی عمدۀ نظریۀ وی تأکیدی است که بر ممیزۀ انقلابی تحولات علمی دارد. بر این اساس انقلاب علمی متضمن طرد یک ساختار نظری و جانشینی ساختار ناسازگاری دیگر است. از زمان طرح این نظریه در کتاب ساختار انقلابهای علمی، این پرسش مطرح بوده که آیا تصویر کوهن از تاریخ علوم طبیعی در مورد سایر علوم نیز سازگار است؟در نگاه اول به نظر میرسد پاسخ منفی باشد. در این مقاله سعی شده تا نشان داده شود که گذر از مجازات به ترمیم، انقلاب علمی کوهن در حقوق کیفری است. البته این بدان معنا نیست که تمامی مقوّمات تصویر کوهن عیناً در این حوزه از علم صادق است، بلکه ویژگی مهم آن، یعنی ممیزۀ انقلابی تحول علمی در حوزۀ حقوق کیفری نیز صدق میکند. به عبارت دیگر، هرگاه ما با یک پارادایم کوهنی در حقوق کیفری سروکار داشته باشیم که مورد پذیرش جامعۀ علمی قرار گرفته باشد، تغییر پارادایمی در حقوق کیفری واقعاً امکانپذیر است. تغییر این پارادایم، انقلاب کوهنی را در پی خواهد داشت.