سیاست پولی و معمای صرف سهام در ایران: رهیافتی کاربردی با استفاده از مدل تعادل عمومی پویای تصادفی
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی کردستان
2
3
4
5 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22055/jqe.2025.46523.2618چکیده
چکیده گستردهیکی از مشهورترین معماهای مرتبط با بازار سهام معمای صرف سهام است که نخستین بار توسط مهرا و پرسکات در چارچوب مدل C-CAPM معرفی شد. این معما بیان میکند بازدهی سهام به قدری بالا است که ریسکگریزی بالا و خارج از محدودهی قابل قبول سرمایهگذاران آن را توجیه میکند بررسی معمای مذکور از آن جهت اهمیت دارد که زمینهی اصلاح مدلهایی مانند C-CAPM را فراهم میآورد که در مواجه با دادههای مالی به شکست منتهی میشوند. هدف مطالعهی حاضر بررسی معمای صرف سهام در ایران است. این مطالعه با تمرکز بر ارتباط بین بخش حقیقی و مالی و به منظور بررسی رفتار بانک مرکزی در ایجاد معمای صرف سهام، به تصریح یک مدل DSGE منطبق با شرایط اقتصاد ایران پرداخته است؛ مدل تصریح شده قادر است معمای صرف سهام در ایران را با اعمال تکانههای فنآوری، مخارج دولت، درآمد نفتی، شاخص قیمت سهام، عرضه پول و اثر این تکانهها بر بازدهی داراییها و مصرف مورد بررسی قرار دهد. در این مطالعه فرض میشود بانک مرکزی به شکاف تولید و تورم از طریق تغییر در رشد حجم پول واکنش نشان میدهد. نتایج نشان داد که تکانههای مثبت فنآوری و قیمت سهام در میانمدت و بلندمدت تا رسیدن به وضعیت باثبات، تکانه مثبت درآمد نفتی در کوتاهمدت و میانمدت و همچنین تکانه مثبت عرضه پول در کوتاهمدت با تولید صرف ریسک سهام بالا قادر به توضیح معمای صرف سهام در ایران میباشند؛ این درحالی است که تکانه مثبت مخارج دولت با ایجاد صرف ریسک سهام منفی، نمیتواند معمای صرف سهام در ایران را توضیح بدهد. معرفی:مهرا و پرسکات (1985) اولین بار معمای صرف سهام را معرفی کردند. مطالعهی آنها الگوی رشد نئوکلاسیک را با چالشهایی مواجه کرد و نشان داد این الگوها اگرچه در توجیه دادههای تجربی اقتصاد کلان و تبیین چرخههای تجاری موفق عمل میکنند، اما زمانیکه با دادههای مالی مواجه میشود با شکستهایی روبرو میشود؛ در واقع آنها نشان دادند که صرف سهام تجربی بزرگتر از صرف تحمل ریسکی است که در مدلهای نئوکلاسیک استاندارد اقتصاد مالی مطرح میشود؛ از این رو میتوان گفت معمای صرف سهام، زمینهای را برای اصلاح مدلهای استاندارد نئوکلاسیک فراهم نمود. تاکنون مطالعات مختلفی با رویکرد اصلاح مدل و ارائه راهحلهایی جهت حل معمای سهام صورت گرفته است. از جمله نقاط ضعف این مطالعات در ایران نادیده گرفتن رابطه بین بخش حقیقی و مالی است مطالعهی حاضر با طراحی یک الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی(DSGE) متناسب با شرایط اقتصاد ایران سعی در اصلاح این نقاط ضعف نموده است. هدف این مدل بررسی معمای صرف سهام به شکل واقع گرایانهتراست، چراکه نوسانات بازده داراییها و مصرف را در پاسخ به تکانههای وارد شده در مدل مورد بررسی قرار میدهد. متدولوژی:این پژوهش با تمرکز بر رابطه بین بخش حقیقی و مالی و به منظور بررسی رفتار بانک مرکزی در ایجاد معمای صرف سهام، به تصریح یک مدل DSGE متناسب با شرایط اقتصاد ایران پرداخته است. مدل تصریح شده قادر است معمای صرف سهام را با اعمال تکانههای فناوری، مخارج دولت، درآمد نفتی، شاخص قیمت سهام، عرضه پول بر مدل و تأثیر این تکانهها بر بازده داراییها و مصرف بررسی کند.دادههای مورد استفاده در این مطالعه شامل دادههای فصلی تعدیل شده تولید ناخالص داخلی بدون نفت (منهای خالص صادرات)، درآمد نفتی، شاخص قیمت مصرفکننده، مصرف بخش خصوصی، سرمایهگذاری خصوصی، پایه پولی، مخارج دولت، شاخصقیمت سهام و نرخ سپرده بانک از فصل اول 1372 تا فصل چهارم 1400 میباشند. دیتاها از سایت بانک مرکزی ایران و سایت سازمان بورس اوراق بهادار تهران گردآوری شدند. مدل تصریح شده در نهایت با استفاده از نرمافزار متلب[1] و برنامه داینر[2] شبیهسازی شده است. یافته ها:یافتهها حاکی از آن است که تکانههای مثبت فنآوری و قیمت سهام در میانمدت و بلندمدت(تا رسیدن به وضعیت باثبات)، تکانه مثبت درآمد نفتی در کوتاهمدت و میانمدت و همچنین تکانه مثبت عرضه پول در کوتاهمدت با تولید صرف ریسک سهام بالا قادر به توضیح معمای صرف سهام در ایران میباشند؛ این درحالی است که تکانه مثبت مخارج دولت با ایجاد صرف ریسک سهام منفی، نمیتواند معمای صرف سهام در ایران را توضیح بدهد. نتیجه:هدف مطالعهی حاضر بررسی معمای صرف سهام در ایران میباشد. این مطالعه با تمرکز بر ارتباط بین بخش حقیقی و مالی، به تصریح یک مدل DSGE منطبق با شرایط اقتصاد ایران پرداخت؛ نتایج نشان داد که تکانههای مثبت فنآوری، درآمد نفتی و قیمت سهام در مقدار ضریب شکاف تولید بالاتر( )، نوسانات کمتری را در مصرف نسبت به دارایی بدون ریسک نشان میدهند (نوسان کمتر مصرف ناشی از ریسکگریز بودن بالای افراد و وجود عادات مصرفی است)؛ مطابق نتایج در مقدار ضریب شکاف تولید بالا، تکانههای مثبت فنآوری و قیمت سهام در میانمدت و بلندمدت، تکانه مثبت درآمد نفتی در کوتاهمدت و میانمدت و تکانه مثبت عرضه پول در کوتاهمدت با ایجاد بازدهی سهام بالاتر از دارایی بدون ریسک، صرف سهام مثبتی را تولید میکنند که میتواند معمای صرف سهام در ایران را توضیح بدهد؛ این نتایج با یافتهی مدل C-CAPM مهرا و پرسکات سازگار میباشد. تئوری بیان میکند که صرف سهام مثبت تولید شده با ریسکگریزی بالای سرمایهگذاران قابل توجیه است، چراکه سرمایهگذاران ریسکگریز از نوسان مصرف گریزان بوده و تمایل به هموارسازی مصرف خود با نوسان بالاتر در عرضه نیرویکار و یا نرخ دارایی بدون ریسک میباشند. لازم به ذکر است تکانه مثبت مخارج دولت بدلیل ایجاد صرف سهام منفی، قادر به توضیح معمای صرف سهام نبود. مطالعهی حاضر با دو توصیه سیاستی همراه است: 1- توجه به پارامترهای ساختاری همچون عادات مصرفی و ریسکگریزی است زیرا خانوارها از مقدار این پارامترها اطلاعات بهتری دارند، عدم توجه سیاستگذاران به این پارامترها ممکن است اثر سوعی بر اهداف سیاستی آنها داشته باشد. 2- اگرچه وجود صرف سهام بالا میتواند مشوق خوبی برای سرمایهگذاری در دارایی ریسکی نسبت به دارایی بدون ریسک در شرایط نامطمئن است، اما وجود صرف بالا میتواند باعث کاهش نااطمینانی و ریسکگریزی سرمایهگذاران شود بطوریکه رفتارهای مخاطره آمیزی را در پیش بگیرند؛ از اینرو سیاستگذاران باید در اجرای برنامههای اقتصادی خود به نحوی عمل کنند که کمترین نوسان را در شاخصهای کلان ایجاد نمایند و نااطمینانی در جامعه را کنترل بکنند. [1]. Matlab[2]. Dynare