دگرگونی ایزد بانوان در رمان خوف، اثر شیوا ارسطویی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ولیعصر(عج)
doi
چکیده
نقد اسطورهای، به کشف اسطورهها و کهن الگوها و چگونگی آنها در ادبیات میپردازد. رمان خوف نوشتۀ شیوا ارسطویی، رمانی ست که میتوان در لایههای پنهان آن نشانههای کهن الگویی و اسطورهای را یافت و با تحلیل آنها به خوانش تازهای از متن رسید. هدف این مقاله ردیابی ویژگیهای اسطورهای و کهن الگوییِ این رمان بر مبنای نقد اسطورهای ست. خوانش رمان خوف، با این روش، علاوه بر آشکار کردن جهان نمادین آن و یافتن رمزگانهای اساطیری، نشان میدهد که یکی از بنمایه های اصلی در این رمان، مسخِ ایزد-بانوان است. ایزد-بانوان اساطیری، که پیش از این نماد قدرت، باروری، فراوانی و آبادانی بوده اند، در دنیای مدرن، در مقابله با سایه و وجه مردانۀ خود قرار گرفته، دگرگونی یافته و ویژگیهای الهگی را از دست دادهاند. شخصیت اصلی رمان خوف نیز که زنی زیبا و قوی بوده است، بر اثر ترس زیاد و در مواجه با وجه مردانۀ ذهن خود که به شکل پسر سرهنگ در داستان ظهور می کند و از سویی نماد قدرت نیز هست، تضعیف شده، به تدریج قدرت خود را از دست داده، در نهایت مسخ شده و به شکل موش درمیآید.