اثر تعاملی هزینههای نظامی و درگیری مسلحانه بر سرمایهگذاری مستقیم خارجی با روش دادههای پانل: مطالعه کشورهای منطقه منا
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان
2 دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی
doi
10.22055/jqe.2024.44934.2578چکیده
چکیده گسترده معرفی: سرمایهگذاری مستقیم خارجی (fdi) توسط سیاستگذاران بهعنوان ابزاری برای حمایت از پیشرفت، افزایش کارایی و بهبود نوآوری در اقتصادهای درحال توسعه تلقی میشود. به هر حال برای جذب یک جریان متعارف fdi، یک کشور باید صلح و ثبات خود را حفظ کند. کشوری که خطر درگیری بالاتری دارد، نسبت به کشوری با خطر درگیری کمتر، احتمال بیشتری دارد که fdi کمتری دریافت کند. یک واکنش سیاستی مشترک برای کاهش درگیری و ناآرامی در یک کشور و همچنین کاهش سطح تهدیدات بینالمللی، افزایش هزینههای نظامی است. اگر کشوری با تهدیدات امنیتی مواجه باشد، افزایش هزینههای نظامی با هدف تثبیت اقتصاد به افزایش اعتماد سرمایهگذاران خارجی به چشمانداز بازگشت مطمئن سرمایهگذاری کمک میکند و منجر به ورود fdi به کشور میشود (Thakur, 2021). با این حال بر اساس تئوری «ازدحام (جایگزینی)»، سرمایهگذاری ناکافی در زیرساختها، سرمایه انسانی و تحقیق و توسعه برخی از عواملی هستند که fdi را در مواجه با افزایش هزینههای نظامی بالاخص در کشورهای فاقد درگیری باز میدارند(Aziz & Khalid, 2017) . علاوه بر این هزینههای نظامی بالا با آشکار کردن یک محیط تجاری کمتر دوستانه برای سرمایهگذاران، منجر به برونرانی fdi میشوند (Acemoğlu & Robinson, 2012). بر اساس توضیحات فوق، هدف اصلی این مقاله بررسی اثر تعاملی هزینههای نظامی و درگیریهای مسلحانه بر سرمایهگذاری مستقیم خارجی در کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا طی سالهای 2000-2021 با استفاده از مدلهای رگرسیون پانل است. بر اساس گزارش منابع مختلف آماری مانند مجموعه داده های درگیری مسلحانه UCDP/PRIO و SIPRI، میزان درگیری های مسلحانه و سهم هزینههای نظامی از تولید ناخالص داخلی در برخی از کشورهای این منطقه در سطوح بالایی قرار دارد. از سوی دیگر، سطح ورودی fdi در این کشورها با وجود جمعیت زیاد و بازار بزرگ، منابع انرژی فراوان و موقعیت جغرافیایی خاص که برای سرمایه گذاران خارجی بسیار حائز اهمیت است، بسیار اندک بوده است. در پرتو این بحث، فرضیه اصلی این تحقیق به شرح زیر است: تأثیر مخارج نظامی بر جریان خالص سرمایهگذاری مستقیم خارجی در کشورهای منا منفی و معنادار است؛ اما میتوان انتظار داشت که این اثر منفی در کشورهایی که با درگیری مسلحانه مواجه هستند، کاهش یابد. متدولوژی: مدل این پژوهش برگرفته از مطالعه تجربی عزیز و خالد (2017) و بهصورت زیر میباشد: (1) در رابطه فوق متغیرها بهصورت زیر تعریف شدهاند: fdi: خالص سرمایهگذاری مستقیم خارجی ورودی بهصورت درصدی از gdp؛ conflict: متغیر مجازی درگیری مسلحانه؛ mil: هزینههای نظامی بهصورت درصدی ازgdp ؛ mil×conflict: اثر تعاملی هزینههای نظامی و درگیری مسلحانه؛ x: متغیرهای کنترلی شامل: رشد تولید ناخالص داخلی، تشکیل سرمایه ناخالص بهصورت درصدی از تولید ناخالص داخلی (capital) و تجارت بهصورت درصدی از gdp (trade) و عبارت خطا است. همچنین در معادله (1)، i نشاندهنده کشورها (شامل 12 کشور منطقه MENA) و زیرنویس t نشاندهنده بازه زمانی (2000-2021) است. دادههای مربوط به هزینههای نظامی و درگیریهای مسلحانه بهترتیب از پایگاه دادهای هزینههای نظامی SIPRI و پایگاه دادهای PRIO استخراج شده است. دادههای fdi و کلیه متغیرهای کنترلی نیز از پایگاه دادهای بانک جهانی بهدست آمده است. بهمنظور برآورد مدل از روش تحلیل دادههای تابلویی شامل آزمونهای وابستگی مقطعی، ریشه واحد و همانباشتگی پانل و برآوردگر اثرات ثابت (FE) استفاده شده است. یافتهها: جدول 1 نتایج برآورد مدل به روش FE را نشان میدهد. بخش الف نتایج برآورد مدل را برای تمامی کشورهای مورد مطالعه ارائه میکند. همانطور که انتظار میرفت، تأثیر هزینههای نظامی بر سرمایهگذاری مستقیم خارجی منفی است که نشان میدهد با افزایش هزینههای نظامی، سرمایهگذاری مستقیم خارجی کاهش مییابد. با این حال، اثر تعاملی بار نظامی و درگیری مسلحانه (mil/gdp×armed conflict) بر جریان خالص fdi در سطح اطمینان 90 درصد مثبت و معنادار است. بهنظر میرسد هزینههای نظامی با کاهش درگیریهای مسلحانه و در نتیجه ایجاد امنیت بیشتر، بهعنوان یک جذبکننده برای سرمایههای خصوصی عمل میکند و منجر به افزایش جریان خالص fdi میشود. قسمتهای ب و ج جدول 1 نتایج برآورد مدل را بدون اثر تعاملی و با تقسیم کشورهای پانل به دو دسته کشورهای مواجه با درگیری مسلحانه و کشورهای بدون درگیری مسلحانه نشان میدهد. بر اساس نتایج بخش ب جدول 1، تأثیر بار نظامی بر جریان خالص fdi در کشورهای مواجه با درگیری مسلحانه در منطقه MENA در سطح اطمینان 95 درصد منفی و معنادار است. یک درصد افزایش در بار نظامی این کشورها منجر به کاهش حدود 0.05 درصدی جریان خالص fdi در این کشورها میشود. با توجه به نتایج قسمت ج از جدول 1، تأثیر بار نظامی بر جریان خالص fdi در کشورهای بدون درگیری مسلحانه در منطقه MENA در سطح اطمینان 99 درصد منفی و معنادار است. افزایش یک درصدی بار نظامی این کشورها باعث کاهش حدود 0.35 درصدی جریان خالص fdi در این کشورها میشود. بر این اساس میتوان گفت که تأثیر منفی هزینههای نظامی بر خالص ورودی fdi در کشورهای بدون درگیری مسلحانه در منطقه منا بیشتر از کشورهایی است که در این منطقه با درگیری مسلحانه مواجه هستند. بر اساس سایر نتایج و مطابق با انتظارات نظری، رشد اقتصادی، تشکیل سرمایه ناخالص و میزان باز بودن تجارت اثر مثبت و معناداری و درگیریهای مسلحانه تأثیر منفی و معناداری بر خالص ورودی fdi در کشورهای مورد مطالعه داشته است. جدول 1. نتایج برآورد مدلها به روش اثرات ثابت (FE) مأخذ: نتایج پژوهش Table 1. Estimation results of the models using the Fixed Effects (FE) method Source: Research results متغیر الف ب ج ضریب برآوردی سطح احتمال ضریب برآوردی سطح احتمال ضریب برآوردی سطح احتمال کل پانل (کشورها) کشورهای مواجه با درگیری مسلحانه کشورهای بدون درگیری مسلحانه mil/gdp 149/0-** 019/0 046/0-** 011/0 349/0-*** 000/0 armed conflict 695/1-** 048/0 - - - - mil/gdp×armed conflict 099/0* 075/0 - - - - gdp growth 051/0** 025/0 021/0** 036/0 068/0** 014/0 capital/gdp 068/0*** 000/0 032/0*** 000/0 081/0*** 000/0 trade/gdp 041/0*** 000/0 113/0*** 000/0 052/0*** 000/0 C (عرض از مبدأ) 154/1 351/0 118/6-*** 005/0 973/1- 403/0 R2 تعدیلشده 581/0 685/0 629/0 تعداد مشاهدات 252 144 108 تعداد کشورها 12 7 5 توجه: علائم *، ** و *** بهترتیب نشاندهنده معنیداری در سطح اطمینان 90، 95 و 99 درصد است. نتیجه: مطالعه حاضر این فرضیه را بررسی میکند که هزینههای نظامی در غیاب تهدیدات بر جریان ورودی fdi تأثیر منفی میگذارد؛ اما در صورت وجود تهدیدات، گسترش هزینههای نظامی ممکن است به جذب ورودی fdi بیشتر کمک کند. نتایج برآوردها نشان میدهد که افزایش هزینههای نظامی در غیاب درگیری مسلحانه، جریان fdi را کاهش میدهد. این نتیجه میتواند به دلایل زیر بهدست آمده باشد: اولاً، هزینههای نظامی بالاتر، سرمایهگذاری در زیرساختهای فیزیکی، اقتصادی و مالی کشورها را کاهش میدهد و بنابراین سرمایهگذاری در آنها را به گزینهای غیرقابل اجرا برای سرمایهگذاران خارجی تبدیل میکند. ثانیاً، سرمایهگذاری بیشتر در تجهیزات نظامی در یک کشور، سیگنال منفی به سرمایهگذاران خارجی بهدلیل خطر نظامی بالقوه منتقل میکند. اما اثر تعاملی بار نظامی و درگیریهای مسلحانه بر جریان خالص fdi مثبت است که نشان میدهد در کشورهای مستعد درگیری، افزایش سهم هزینههای نظامی از gdp میتواند به جذب fdi از طریق کاهش درگیریهای مسلحانه کمک کند. استحکام نتایج بهدستآمده با تفکیک کشورهای منطقه MENA به دو دسته کشورهای مواجه با درگیری مسلحانه و کشورهای بدون درگیری مسلحانه نیز تأیید شده است. بر این اساس، نتایج نشان میدهد که تأثیر منفی بار نظامی بر جریان خالص fdi در کشورهایی که مواجه با درگیریهای مسلحانه هستند، بسیار کمتر از کشورهای بدون درگیری مسلحانه است. با توجه به نتایج بهدستآمده، این مطالعه به سیاستگذاران پیشنهاد میکند که در غیاب تهدیدات امنیتی قابلتوجه از بودجهبندی هزینههای نظامی بالا در کشور خودداری کنند تا جریان fdi به کشور تشویق شود. با این حال، در صورت خطر تهدیدات امنیتی قابلتوجه، ضروری است که دولت مقدار کافی را برای منابع نظامی بهمنظور جذب و حمایت از جریانهای ورودی سرمایهگذاری مستقیم خارجی بیشتر، هزینه کند.