کارایی دو عامل کنترل میکروبی، Bacillus thuringiensis subsp. kurstaki و Beauveria bassiana در کنترل کرم میوه‌خوار گوجه فرنگی Helicoverpa armigera

نویسندگان

1 استادیار بخش تحقیقات گیاه‌پزشکی، مرکزتحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، گرگان، ایران.

2 کارشناس ارشد، مؤسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.

3 کارشناس ارشد، بخش تحقیقات گیاه‌پزشکی، مرکزتحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، گرگان، ایران.

4 استادیار، بخش ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﮔﯿﺎه‌ﭘﺰﺷﮑﯽ، ﻣﺮﮐﺰ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت و آموزش ﮐﺸﺎورزی و ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﯿﻌﯽ اﺳﺘﺎن گلستان، ﺳﺎزﻣﺎن ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت، آﻣﻮزش و ﺗﺮوﯾﺞ ﮐﺸﺎورزی، گرگان، اﯾﺮان.

5 دانشیار، کارشناس ارشد، مؤسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.

doi
10.22092/bcpp.2024.365563.363
چکیده

هلیوتیس (یا کرم میوه­‌خوار گوجه­‌فرنگی) با نام علمی (Lep.: Noctuidae) Helicoverpa armigera یکی از مهمترین و قدیمی‌ترین آفت محصولات زراعی کشور بخصوص استان گلستان می‌­باشد، که همه ساله موجب تحمیل هزینه‌­های مدیریتی هنگفتی برای بهره­‌برداران می­‌شود، و نیز به دلیل استفاده از انواع آفت‌کش­‌های شیمیایی موجب مضرات زیست محیطی برای اکوسیستم زراعی کشور می­‌گردد. برای جلوگیری از کاربرد آفت­‌کش‌­های شیمیایی بی­‌رویه، و به­ دلیل بروز مقاومت این آفت به بسیاری از آفت‌کش‌­ها، بررسی کارایی سایر روش‌های کنترل از جمله استفاده از قارچ­های بیمارگر حشرات و آفت­کش بیولوژیک Bacillus thuringiensis قابل تامل است. در این پژوهش، به بررسی میزان کارایی سه فرمولاسیون­ مختلف از قارچ بیمارگر حشراتBeauveria bassiana  و یک حشره‌­کش بیولوژیک بر اساس ماده موثره Bacillus thuringiensis subsp. kurstaki (بایولپ پی) و یک حشره­‌کش ارگانیک بر پایه گیاه (روی اگرو) در شرایط آزمایشگاهی و همین‌طور در دو مزرعه گوجه­‌فرنگی استان گلستان پرداخته شد. همچنین میزان سوراخ­‌شدگی میوه‌­های گوجه­‌فرنگی نیز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج زیست­‌سنجی آزمایشگاهی فرمولاسیون­های مختلف قارچ B. bassiana با غلظت 107×1 کنیدی بر میلی­لیتر روی لارو سن سوم نشان داد که هر سه فرمولاسیون مختلف از قارچ عامل بیمارگر بین 84 تا حدود 91 درصد مرگ و میر روی لاروهای سن سوم ایجاد کردند. نتایج زیست­‌سنجی آزمایشگاهی غلظت‌­های مختلف ترکیب زیستی بایولپ پی روی لارو سن سوم کرم میوه­خوار پس از گذشت هشت روز نشان داد که با افزایش غلظت مصرف، میزان مرگ و میر نیز به طور معنی­داری افزایش می­یابد. بالاترین میزان مرگ و میر با 33/93 درصد در غلظت یک و نیم در هزار و کمترین میزان مرگ و میر با 89/48 درصد در غلظت نیم در هزار مشاهده شد. نتایج بررسی‌ها در مزارع گوجه­‌فرنگی روستای قلعه محمود گرگان نشان داد که کارایی تیمارهای بکار رفته با گذشت زمان افزایش می‌یابد و بالاترین درصد کارایی در همه­‌ی تیمارهای آزمایشی در روزهای هفتم و دهم پس از محلول‌پاشی بین حدود 50 تا 60 درصد بوده است. در زمین گوجه­‌فرنگی ایستگاه چالکی گرگان، درصد کارایی فرمولاسیون­های قارچی در روز دهم محلول‌پاشی کاهش یافته بود. در ارتباط با درصد سوراخ‌­شدگی میوه­‌ها نیز در هر دو زمین مطالعه شده، تیمار شاهد و تیمار قارچی حاوی آب مقطر در یک گروه آزمایشی قرار گرفتند و بیشترین میزان سوراخ­‌شدگی میوه‌­ها را نشان دادند. به طور کلی با توجه به کاهش کارایی فرمولاسیون‌های قارچی در روز دهم محلول‌پاشی، می­توان نتیجه گرفت که تکرار محلول‌پاشی عوامل کنترل زیستی، برای کنترل بهتر آفت الزامی است و یا تلفیق این روش­ها با آفت‌کش­های کم خطر یا ارگانیک باید مدنظر قرار گیرد.