تحلیل بلاغیِ روایتگری در سروده های اخوان (با تکیه بر قصۀ شهر سنگستان)

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران.

2 دانش آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران.

doi
10.22091/jls.2025.13556.1719
چکیده

مقاله، پژوهشی است نمونه‌وار در شیوة روایتگریِ شعر اخوان ثالث (1307-1369ش) که به گفتة منتقدانش، ‌این شگرد از ویژگی‌های برجسته و از شیوه‌های بلاغی - ادبی سبکی شعر اوست.  تحلیل و تفسیر روایت و انواع آن در قصة شهر سنگستان می‌تواند سایر شعرهای روایی اخوان را نیز نمایندگی کند. شاعر در‌ این اثر، انواع روایت از قبیل فولکلوریک، اسطوره‌ای، سیاسی و تاریخی را هنرمندانه خلق می‌کند و در بخش‌هایی از آن، چند روایت گوناگون را با زبان عامیانه و ادبی، ماهرانه در هم می‌آمیزد. ‌این روایات، به صورت شبکه‌ای در هم تنیده جلوه‌ای ویژه دارند و از جهات گوناگون همانند قصه‌های عامیانه­اند؛ ازجمله داشتن شخصیت‌های مشترک با چهار قصه عامیانۀ منتخب در مقاله، مشابهت‌های زبانی و لحنی با آن قصه‌ها و نیز استفاده از اصطلاحاتی چون افسون، تقدیر، طلسم، شیطان و سنگ شدن.‌ این مقاله نشان می‌دهد که اخوان با استفاده از شگرد بلاغی روایتگری، هم توانسته زبان عامیانه را در کنار زبان ادیبانه قرار دهد و آن دو را با هم تلفیق نماید، بدون آنکه به ساختار کلی روایت آسیبی برساند و هم توانسته دگرگونی معنایی در شخصیت کبوتران قصه‌های عامیانه ‌ایجاد کند به طوریکه با توجه به فضای موجود در شعر او بتوان معنایی نمادین برای آنها در نظر گرفت.